أبو ريحان البيروني ( مترجم : احمد آرام )

137

تحديد نهايات الأماكن لتصحيح مسافات المساكن ( فارسى )

شود و خورشيد در درجهء بيست و سه از حوت باشد ، بازهم طالع در نه درجه از جوزا خواهد بود . ولى آن كس كه اين را نداند ، چنان مىپندارد كه از طالع اوّل در جهت توالى بروج فاصله‌اى است تقريبا برابر با پيشى جايگاه دوم خورشيد از جايگاه اوّل آن . و ابو نصر منصور بن علىّ بن عراق دراين‌باره رساله‌اى براى من نوشته است كه آنچه در اين معنى بايد گفته شود در آن آمده است . و اكنون مىگويم : اگر خواسته باشيم دورى شهرى را از شهر ديگر از جهت طول بدانيم ، به شناختن لحظهء واحدى از زمان در آن هردو شهر نيازمنديم ، و چون به سبب اختلاف طلوع و غروب ، آغاز و ميانه و پايان روز و شب در شهرها با يكديگر مختلف است ، يافتن لحظهء واحدى در دو شهر دور از يكديگر از روى مقدارى كه از روز يا شب گذشته ممكن نيست ، مگر اينكه طلوع و غروب خورشيد در محلّ تقاطع افقهاى آن دو شهر صورت بگيرد . و ديگر اينكه كروى بودن زمين و آب ، و كوهها و دره‌هايى كه ميان شهرها فاصله مىشود ، و كوچك شدن زاويهء ديد كه چون از حدّ خود بگذرد از دريافت بصرى جلو مىگيرد ، مانع آن مىشود كه با يك علامت زمينى چنان كنند كه لحظهء واحدى در هردو شهر شناخته شود . بدين جهت اندكى از زمين بالاتر به هوا متوجّه مىشويم و مىگوييم : زمان پيدا شدن حادثه‌اى در جوّ - كه كمى فاصلهء آن از زمين بسا مىشود كه مانع آن است تا در دو شهر در يك زمان رؤيت شود - ناشناخته است ، چه آگاهى قبلى از پيدا شدن رعد و برق و ستارگان دنباله‌دار نداريم ، و به‌همين جهت بايد به بالاتر از آن توجّه كنيم . و امّا از حوادث آسمانى ، نخستين آنها طلوع و غروب است كه دانسته نيست و هم‌اكنون به تحقيق دربارهء آن پرداخته‌ايم . و از ديدن هلال ماه نيز كه به طلوع و غروب بستگى دارد و جز كسى كه دراين‌باره دانايى تمام داشته باشد از آن آگاه نيست ، نيز سودى برنمىخيزد . و امّا كسوف خورشيد ، از آن جهت كه اين كسوف عارض بر ذات