أبو ريحان البيروني ( مترجم : احمد آرام )
118
تحديد نهايات الأماكن لتصحيح مسافات المساكن ( فارسى )
نشستن بر آن بسيار سبب هلاكت مىشود . و گمان آن است كه اين دو درياى شرق و غرب قسمت آبادان زمين جدا از يكديگر است ، ولى از داستانهاى كشتى شكستگان اين دو دريا چنان برمىآيد كه آن دو به يكديگر پيوستهاند . و به روزگار ما چيزى پيدا شد كه اين تصوّر را نيرو بخشيد بلكه مايهء اثبات آن شد . و آن اينكه در درياى محيط روبهروى جاى پيوستن آن به درياى شام [ مديترانه ] تخته پارههاى كشتيهايى ديده شد كه به جاى ميخ آهنين آنها را با بند به يكديگر پيوسته بودند ، و اينگونه كشتيها مخصوص درياى هند است ، نه درياى مغرب ، كه به سبب فراوانى مغناطيس در آن به جاى آنكه تختههاى كشتى را با ميخ آهنين به يكديگر بپيوندند ، با بند چنين مىكنند . يافته شدن اين تختهها گواه بر آن است كه از محلّ پيوستن آن دو محيط از يكى به ديگرى راه يافته است ، و نمىشود كه از راه درياى قلزم چنين شده باشد ، چه در آنجا برزخى است [ و از پيوستن دو درياى مشرق و مغرب جلوگيرى مىكند ] ؛ و نيز پيوستن اين دو دريا از سوى شمال دور مىنمايد ، چه در اين صورت مىبايستى تختهپارههاى شكستهء كشتيهاى درياى هند از تنگهء گذرگاه شرقى اين دريا بگذرد و بچرخد و رو به قطب شمال پيش رود و از بالاى قسمت آبادان شمال زمين بگذرد و سپس رو به پايين بيايد . و بايد دانست كه هرشدنى بودنى نيست ، و آنچه به تصوّر نزديكتر است اين است كه پيوند آن دو [ درياى محيط شرقى و درياى محيط غربى ] از جنوب قسمت آبادان زمين باشد ؛ و مخصوصا كسانى كه اين پيوستگى را از جنوب دانستهاند ، از بلندى آب شرقى نسبت به آب غربى ياد كردهاند ، و اين چيزى است كه از اندازهگيرى ارتفاع آب قلزم نسبت به آنچه در درياى شام مىريزد [ مثلا نيل كه پيشتر ذكر آن گذشت ] دانسته شده است . و ممكن است كه اين بلندى به سبب افزايش آبى باشد كه به علّت پيش آمدن آب به موازات حركت ماه از مشرق به مغرب با پيدا شدن مدّ حاصل مىشود ، يا سببهاى ديگر داشته باشد كه ، اگر خدا به فضل خود يارى فرمايد ، از آنها در كتاب ويژهاى دربارهء جزر و مدّ سخن خواهم گفت .