ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

81

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

خطّى خوب و منحصر به فرد كتاب در موزهء بريتانيا كه تاريخ 1309 / 709 ه . دارد ، مؤلّف در مقدّمه با اختصار تمام خويشتن را « افقر الورى سهراب » يعنى « بندهء فقير ، سهراب » مىخواند و چنين چيزى در ميان مؤلّفان عرب كمتر سابقه دارد ، و گذشته از اين ، كلمه بيگانه مىنمايد ؛ تا آنجا كه مىتوان احتمال داد كه منظور از آن گمراه كردن ديگران بوده يا اين كه سهراب نامى مستعار است . ولى وضوح متن چندان است كه چون مژيك به سال 1930 / 1349 ه . 42 چاپ كامل آن را انتشار داد ، در محافل علمى به نام مؤلّف ثبت شد ؛ ولى پيش از آن تاريخ دربارهء اسم مؤلّف آشفتگى بسيار بود كه هنوز آثار آن بر جاى مانده است و بعضيها نام ابن سراپيون 43 به او داده‌اند ، و گويى با نام طبيب معروف آن دوران اختلاطى رخ داده بوده است . 44 بعضى ديگر او را ابو الحسن بن بهلول ناميده‌اند . 45 عنوان كتاب كه بر نسخهء خطى عجائب الاقاليم السّبعة آمده مشكوك است ، زيرا در كتاب سخنى از عجايب نيست و شايد حق با مژيك است كه گويد نام آن كتاب الاقاليم السبعة است . تاريخ تأليف آن را ، با كنجكاوى در متن كتاب ، ميان سالهاى 902 و 945 / 289 و 334 ه . ، يعنى پيش از درآمدن آل بويه به بغداد ، تعيين مىتوان كرد . اطّلاعات مؤلّف از عراق چنان دقيق است كه بىگفت و گو در آنجا مقيم بوده است . وى معاصر ابو زيد بلخى ، بنيانگذار مكتب قديم جغرافى اسلامى ، بوده ولى روشى كاملا مخالف با مكتب مذكور داشته است زيرا كتاب وى استمرار مكتب جغرافياى يونانى است ، امّا تا حدى با روش صورة الارض خوارزمى تفاوت دارد . مقدّمهء كتاب اطّلاعات مفصّلى به دست مىدهد كه مىتوان به كمك آن بر بنياد مطالب كتاب نقشهء مسطح مربعى رسم كرد . و اين قضيه ، مژيك را به اين فرض كشانيده كه شايد كتاب خوارزمى نيز چنين مقدّمه‌اى داشته كه از نسخهء خطى استراسبورگ افتاده است . كتاب سهراب در فصل بندى مطالب با صورة الارض كمى تفاوت دارد . در آغاز شمار شهرها و اقاليم مختلف را ياد مىكند و توصيف درياها و جزاير و شمار كوهها به دنبال مىآيد ( به ترتيب اقاليم ) . پس از آن سخن از چشمه‌ها و رودهاست ، و در خاتمه ، همهء اين چيزها را بر اقليمها تقسيم مىكند . از اينجا معلوم مىشود كه تقسيمات وى همان تقسيمات خوارزمى است ، ولى تسلسل آن به صورتى ديگر است و انگيزهء آن معلوم نيست . گاه توزيع چيزها حتّى در داخل يك قسمت تفاوت مىكند ، چنان كه دربارهء اقليم سوم و چهارم و پنجم چنين شده است . به طور كلى مىتوان گفت كه اختلاف ميان دو كتاب از لحاظ مطالب مقتبس از منابع يونانى بسيار ناچيز است و فقط در تحريف بعضى از نامها و اسقاط برخى از شماره‌ها نمايان مىشود ، ولى اين نكته مانع از آن نيست كه در بعضى از موارد متن سهراب بر متن خوارزمى مرجّح باشد . روى هم رفته ، چنان كه مژيك مىگويد ، در قسمتهايى كه دو كتاب به هم نزديك