ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
82
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
است ، چاپ انتقادى كتاب خوارزمى بدون استفاده از نسخهء خطّى كتاب سهراب ميسّر نيست . اهميّت اساسى كتاب سهراب در فراوانى مطالب منقول از منابع عربى است و گويا مىخواسته بر مطالب خوارزمى ، كه يك قرن پيش فراهم آمده بود ، مايههايى تازه بيفزايد و تأليف خود را با تقاضاى معاصران هماهنگتر كند . و اين نكته بخصوص دربارهء قسمت كوهها و رودخانهها صادقتر است . توصيف مؤلّف از شبكهء كانالهاى بغداد چنان رساست كه در دههء آخر قرن پيش توجّه لسترينج را جلب كرد و در توصيف سرزمين سواد مطالب اساسى از آن گرفت . 46 توصيف وى از دلتاى نيل چنان است كه گست خاورشناس گويد : « سهراب مصر را از نزديك مىشناخته و از مردم آنجا بوده است » ، 47 ولى چنان كه مژيك توضيح داده اين پندار نتيجهء غفلت از منبع اساسى سهراب ، يعنى خوارزمى ، بوده است . 48 در مرحلهء آخر ، اين نكته خالى از لطف نيست كه زبان سهراب عربىتر است و سبك وى در سطح نثر علمى متداول است ، امّا سبك خوارزمى از لحاظ زبان پيچيده است و اين نشان مىدهد كه به دوران وى هنوز سبك نثر رسائل علمى ، كامل نبوده است . 49 نفوذ خوارزمى به سهراب منحصر نماند و به ديگران نيز رسيد . ولى بايد اعتراف كرد كه دريافت نفوذ يك كتاب همان قدر دشوار است كه احساس نفوذ يك روش كلّى كه مطالب جغرافيايى را در قالب جداول زيجى مىريزد ؛ يعنى روشى كه مانند صورة الارض از منابع يونانى مايه مىگرفته است . اين روش بعدها با نجوم بيشتر از جغرافياى توصيفى كه پيدايش آن آغاز شده بود ارتباط يافت ، بنا بر اين رواست كه تا حدّى از توالى تاريخى چشم بپوشيم و در دنبالهء اين فصل فقط از مؤلّفات معتبر جغرافياى نجومى سخن كنيم تا هنگام بحث از دوران آن به تكرار گفت و گو محتاج نباشيم . پيش از آغاز اين گفت و گو بايد دربارهء معاصر كوچكتر خوارزمى ، يعقوب كندى ، فيلسوف معروف عرب ( متوفّى حدود سال 874 / 260 ه . ) ، شمّهاى بگوييم . 50 از پيش گفتهايم كه يكى از نخستين ترجمههاى جغرافياى بطلميوس با اين نام پيوسته است و به احتمال قوى كتاب رسم المعمور من الارض وى ، كه مسعودى بدان اشاره مىكند 51 و متأسّفانه چيزى دربارهء آن نمىدانيم ، زير نفوذ همين ترجمه بوده است . رسالهء فى البحار و المدّ و الجزر او كه مسعودى از آن ياد كرده و در فصل مربوط به اقيانوس از آن سود برده اهميّت بسيار دارد . 52 آشنايى دانش اروپايى با رسالهء مذكور نتيجهء دو تحقيق عالمانهء و يدمان بود . 53 با آنكه نظريّهء كندى دربارهء جزر و مدّ بر افكار نادرست تكيه داشت ، جالب است كه براى اثبات صحّت آن به ملاحظه و تجربهء علمى پرداخت . 54 به هنگام سخن از تاريخ تحوّلات جغرافياى توصيفى با يكى از شاگردان كندى برخورد خواهيم كرد . « زيج » كه بر جدولهاى نجومى اطلاق مىشد ، عنوان چند اثر معتبر