ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
80
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
نقشهء كتاب براى ما اهميّت فراوان دارد كه درياى مايوتيس يعنى آزوف كنونى را نشان مىدهد و ، به خلاف نقشههاى سابق ، شمال را بالاى آن نهاده چنان كه اكنون هست ، در صورتى كه همهء نقشههاى ديگر طبق روش متّبع در نقشهكشى عرب ، جنوب را بالاى دريا نشان داده است . در كتاب خوارزمى از نقشهء جهان ، كه بعدها هيچ يك از متون « اطلس جهان » مكتب جغرافيايى اسلام از آن خالى نبوده ، اثرى نيست . تعيين خطوط طول و عرض به تحديد رسم چنين نقشهاى كمك مؤثر مىكند ، امّا كوششهاى مژيك در اثناى تحقيقات طولانى و دقيق ، دربارهء افريقا و جنوب شرقى آسيا 34 و شرق اروپا نشان داده است كه تا زمانى كه مطالب علمى تازهاى فراهم نشود ، انجام اين كار ميسّر نيست . 35 مانند همهء ترجمههاى عربى كتاب بطلميوس ، در مورد كتاب خوارزمى نيز نمىدانيم كه وى از متن يونانى و سريانى كدام يك را به كار برده است . به نظر نالينو كتاب وى ترجمهء بطلميوس نيست ، بلكه تأليف آن به منظور توضيح نقشهاى بوده كه مستقيما از متن يونانى كتاب جغرافيا گرفته شده است نه از متن سريانى . در بسيارى از موارد اختلاف با بطلميوس را بر اين اساس توضيح مىتوان داد كه مطالب آن از نقشه گرفته شده است نه از جغرافيا . تحقيقات مژيك فرض نالينو را ، كه رسالهء خوارزمى بر بنياد « نقشه » استوار است ، تأييد مىكند ، امّا به نظر او « نقشه » نيز بر متن سريانى تكيه دارد . 36 به نظر هونيگمان خوارزمى مىخواسته در اين كتاب تا حدود امكان نقشهء مأمون را با نقشهء بطلميوس درهم آميزد ، ولى در اين كار توفيق كامل نيافته است . 37 نامهاى جغرافيايى قديم به نزد خوارزمى فراوان است ، ولى بتدريج از قلمرو جغرافياى توصيفى محو شد و به دوران ياقوت . يعنى قرن سيزدهم / هفتم ه . ، بكلّى از ميان رفت . خوارزمى نيز مىخواسته كلمات رايج عصر خود را جايگير اين گونه كلمات كند و گاه و بىگاه بعضى از نامهاى جغرافيايى فارسى را به كار مىبرد . 38 به طور كلّى توان گفت كه خوارزمى در اين كتاب نيز همانند تأليفات رياضى خويش ، اصالت و ابتكار داشته و نيز بايد هماهنگ نالينو 39 و بار تولد 40 بگوييم كه هيچ قوم اروپايى كتابى ندارد كه با قديمترين اثر جغرافيايى اسلام ، يعنى كتاب خوارزمى ، قابل قياس باشد . كتاب صورة الارض در مقايسه با ديگر مؤلّفات خوارزمى در اروپاى قرون وسطا نقشى محدود داشت ، ولى به قرن يازدهم / پنجم ه . قسمتى از مطالب آن دربارهء عرضها و طولها به جدولهاى زرقالى راه يافت . كتاب اخير به لاتينى ترجمه شد و به قرن دوازدهم / ششم ه . و قرنهاى بعد شهرت فوق العاده يافت . 41 نفوذ كتاب خوارزمى بر دانش عربى خارق العاده بود . در نيمهء اوّل قرن چهارم هجرى ( دهم ميلادى ) كتاب ديگرى پديد آمد كه با آن شباهت بسيار داشت ، تا آنجا كه مىشد گفت رونويس ديگرى از كتاب خوارزمى است . هنوز نام مؤلّف در ابهام و پيچيدگى است ، و در متن