ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

63

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

درخشان شخصيّت بطلميوس جايى ممتاز يافت ، زيرا با مؤلّفات وى دورانى تازه در تاريخ نجوم و جغرافياى عربى اسلامى آغاز شده بود . توضيح اهميّت آثار وى نسبت به دانش غربى به طور كامل و مفصّل ، محتاج مبحثى جداست كه به نوبهء خود مستلزم تحقيقات و كنجكاويهاى ديگر است . در اثناى بيست سال اخير در اين زمينه مطالب فراوانى آماده شده و تحقيقات مكرّر انجام گرفته ، امّا كشف رابطهء ترجمه‌هاى مختلف با همديگر و نقش جداگانهء هر كدام ، با آنكه گاه تاريخ آنها روشن است ، اساس استوارى ندارد . با اطمينان مىتوان گفت كه دو تأليف بزرگ بطلميوس ، و يكى به نام يونانى مگاله سونتاكسيس ماتماتيكى ( يعنى جامع ) دربارهء نجوم كه سيزده كتاب است با جدولهاى آن ، و ديگر مقدمه‌اى بر جغرافيا به نام المدخل الى الجغرافيا كه معمولا به نام جغرافيا شهره است بيشتر از همه مورد توجه بود . تأليف اوّلى ، در قالب عربى نام المجسطى ( و گاه با كسرميم ) يافت و سپس به نام آلماگست به اروپاى قرون وسطا رسيد . 83 اين عنوان نمودار صيغه تفضيل يونانى است . uelorn يعنى « اعظم » كه به علامت حرمت و اعتبار به كتاب اطلاق شده ، و مترجمان عربى مطلب را چنين فهميده بودند . 84 و شايد اين نامگذارى از مترجمان كتاب به عربى بوده باشد زيرا در منابع يونانى اثرى از آن نيست ؛ و اكنون ديگر اين نظر كه عنوان كتاب تركيبى از دو كلمه يونانى « مگاله » و « سونتاكسيس » ( u 3 ya 1 tn و uo 1 vta slG ) است مورد توجه نيست . 85 از سال 1928 / 1347 ه . يكى از محققان ، با تأسف متوجه شد كه چيزى آشفته‌تر از قضيهء ترجمه‌هاى عربى كتاب المجسطى وجود ندارد . 86 باعث آشفتگى اين است كه غالب اين ترجمه‌ها طبق معمول به دست ما نرسيده بلكه با پاره‌اى قطعات و اشارات مربوط به آن شناخته شده است . به علاوه ، ترجمه‌هاى دستكارى شدهء مختلف به مرور زمان رشد كرده و گاه از اصل بيشتر شده است و قضاوت دربارهء آن ميسّر نيست . اين سخن دربارهء ترجمهء اوّلى نيز كه به عنوان نقل قديم معروف است و براى يحيى برمكى ( متوفى به سال 805 / 190 ه . ) يعنى پيش از سقوط برمكيان در سال 803 / 187 ه . انجام شده صادق است 87 مىتوان گفت كه اين ترجمه از روى متن سريانى صورت گرفته 88 و در دسترس منجّمان نخستين ، چون بتّانى و صوفى ، بوده است 89 ولى به اتفاق آراء ارزش چندانى نداشته و ترجمه‌اى كه به دوران مأمون ، در حدود سال 827 - 828 / 212 ه . به وسيلهء حجّاج بن يوسف به مطر انجام شده از آن بهتر است . از اين ترجمهء اخير چند نسخه خطّى به جا مانده كه با اصل مطابق نيست . 90 مأخذ اين ترجمه نيز متن سريانى بوده است . 91 تلاش در اين حد محصور نمانده و دانشورى كه سرآمد همهء مترجمان قرن نهمش توان دانست ، يعنى حنين ابن اسحاق ( حدود سال 810 - 873 / 194 - 260 ه . ) 92 به