ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
60
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
نخستين توصيفهاى اقاليم هفتگانه ، كه محتملا اساس آن نيز تصوّر ايرانى هفت كشور بوده ، 60 قلمرو هر اقليم را از شرق آغاز مىكند ؛ چنان كه فرغانى چنين كرده است . 61 گر چه نظريهء اقليمهاى هفتگانه به نزد عربان - پيش از آنكه نظريّات يونانى را آن هم شايد به وسيلهء سريانيان بشناسند - رواج نيافت نفى كامل اين گفته نيز ميسّر نيست . 62 به دوران پيدايش دانش اسلامى ، تنها يك كتاب فارسى به عنوان زيج شاه يا زيج شهريار 63 بر آن نفوذ بسيار داشت كه آن نيز چندان مهم نبود ، زيرا از رصدهاى هندى مايه داشت نه ايرانى . اصل پهلوى اين كتاب به نام زيگ شتر و ايار شهره بود و مبدأ گاهشمارى آن آغاز پادشاهى يزدگرد سوم ، آخرين پادشاه ساسانى ، يعنى از روز شانزدهم ماه ژوئن سال 632 / نوزدهم ربيع الاخر سال 11 ه . بود . 64 دربارهء اصل فارسى كتاب كه به دست ما نرسيده قضاوت نمىتوان كرد ، ولى در قالب عربى نقش مهمى داشت 65 و چنان كه از پيش گفتيم ما شاء الله از آن استفاده كرده 66 و محمد خوارزمى نيز كه بيش از همه مروّج مكتب يونانى بوده با نظريات آن بيگانه نبوده است . 67 هنگامى كه ريشههاى مكتب يونانى استوار شد ، استفاده از زيج شهريار از رواج افتاد اما بكلّى از ميان نرفت و حبش مروزى منجم 68 غالبا بر آن تكيه داشت و هم به دست ابو معشر بلخى متوفى به سال 886 / 272 ه . ، كه به سبب قصههاى زيباى خود دربارهء تاريخ و اهميت اين زيج در اروپاى قرون وسطا با نام Albumasar شهره بود ، رواج يافت . 69 اصل ابو معشر از بلخ بود و در آغاز كار به مطالعهء توحيد و حديث پرداخت ، پس از آن به فكر انجام فريضهء حج افتاد . ياقوت در فرهنگنامهء ارشاد الاريب در اين باره گويد : على بن يحيى منجّم ، در كركر [ نزديك بغداد ] از توابع قفص ملكى داشت با قصرى معتبر ، و كتابخانهاى بزرگ در آنجا بود كه خزانة الحكمة نام داشت ، مردم از هر ديار بدانجا مىرفتند و مقيم مىشدند ، و از اقسام علوم و كتابها مىآموختند و نگاهدارى مىشدند ، و خرج آن از مال على بن يحيى بود . ابو معشر منجّم در آن هنگام كه از خراسان به قصد حج بيرون آمد ، چيز زيادى از نجوم نمىدانست ، و چون در وصف خزانة الحكمة با او سخن كردند ، برفت و آن را بديد و سخت معتبر يافت ، همانجا بماند و از حج منصرف شد ، و علم نجوم را فرا گرفت و در آن به نهايت رسيد اين ، پايان كار او با حج و دين و اسلام نيز بود . 70 از جمله كتب فراوان ابو معشر زيج بود كه بر خط نصف النهار قلعه كنگذر استوار بود ، يعنى رصدهاى هندى را به قالب پارسى درآورده بود . 71 تا قرن هفدهم / يازدهم ه . حاجى خليفه از اين زيج اطّلاع كافى داشت و دربارهء آن چنين نوشت :