ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

61

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

زيج ابو معشر مجلد بزرگى است كه آن را بر اساس مكتب ايرانيان تأليف كرده و اين مكتب را ستوده و گفته است كه به اتفاق اهل محاسبه ، از ايرانى و غيره ، بهترين ادوار دورهء اين گروه است كه آن را « سالهاى جهان » مىناميدند و مردم دوران ما آن را « سالهاى ايرانى » نام داده‌اند . 72 شايد به علت همين « دوره » ها [ ادوار ] است كه ابو معشر در جاى ديگر زيج خود را زيج هزاران [ يعنى زيج هزاره‌ها ] 73 ناميده است كه قسمت دوم كلمه پارسى است . توجّه ابو معشر به « دوره‌هاى كيهانى » با نظريّات مربوط به « دورانهاى حيات جهان » و طول « سنهء كبرى » [ سال بزرگ ] كه بطلميوس و نيز هندوان و عربان طول آن را سى و شش هزار سال تعيين كرده‌اند ، ارتباط نزديك دارد . كوشش ابو معشر در اين زمينه ، در تاريخ علم انسانى اهميّتى خاص دارد و ترجمهء رساله بزرگ او به عنوان المدخل الى علم احكام النجوم يا المدخل الكبير كه در حدود سال 1140 / 535 ه . به وسيلهء هرمان دالماسيايى صورت گرفت . 74 به صورت جالبى به رواج اين نظريّات در مغرب زمين كمك كرد . 75 مسائل عمومى مربوط به تقويم و گاهشمارى ، ذهن ابو معشر را اشغال كرده بود و از اين رو خود را به قلمرو دانش هندى و ايرانى محصور نكرد . از يك قطعهء باقيمانده از كتاب مفقود الالوف [ هزارات ] وى ، توان دانست كه او براى توضيح معناى « نسىء » كه عربان جاهليّت معمول داشته‌اند - و چيزى همانند ماه كبيس بود - مىكوشيده است ؛ حتى به دوران وى معنى حقيقى اين كلمه بكلّى فراموش شده بود . 76 با آنكه ابو معشر همانند محمّد خوارزمى در ترويج مكتب يونانى نصيبى داشت ، آخرين مروّج بزرگ مكتب ايرانى نيز بود ، زيرا مكتب مذكور هنوز بكلّى متروك نشده بود . 77 مثلا در اندلس تا پايان قرن يازدهم / پنجم ه . درجات طول را طبق مكتب ايرانى محاسبه مىكردند ، و ابو اسحاق ابراهيم زرقالى ، مؤلّف زيج طليطله و مخترع « اسطرلاب مكمّل » كه به خاطر رسالهء اسطرلاب خود در اروپا - و به نام Arzahel - شهره شد ، غالبا همراه « مكتب هندى » به آن نيز اشاره كرده است . 78 شايد زيج شاه بيش از همهء مؤلّفات مكتب نجوم ايرانى در زبان عربى رواج يافت و شايد در نوع خود منحصر بود زيرا از وجود ترجمهء مؤلّفات ديگرى اطلاع نداريم و محتمل اين است كه ايرانيان در اين رشته كتاب ديگرى نداشته‌اند . تأليفات ساختگى بويژه در رشتهء نجوم كه گاه به زردشت 79 و بزرگمهر انتساب داشت و در زبان عربى انتشار فراوان يافته بود ، اهميت چندان نداشت ، به علاوه غالب آن مربوط به ميراث يونانى بود ، اگر چه عنوان آن به خلاف اين حكايت داشت .