ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

47

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

در كنار اين موضوعات تخيّلى و حكاياتى كه در احاديث نخستين هست ، « 20 » بتدريج و بخصوص دربارهء فتوحات اسلامى مطالب جغرافيايى واقعى نيز در حديث فراهم آمده است . بعضى از احاديث دستهء دوم ، با آنكه كمتر حاوى اطّلاعات مهم است ، به عنوان « فضايل » يعنى ذكر محاسن اقوام و شهرها به نوشته‌هاى جغرافيايى راه يافته است . در دورانهاى اوّل بيشتر توجّه به اماكن مقدّس يا مربوط به زندگانى [ حضرت ] محمّد [ ص ] ، چون مدينه و بيت المقدس و شام و مصر و يمن ، معطوف بود و مايهء احاديث بر طبق آن شكل مىگرفت . مثلا شام در حمايت فرشتگان است و ، به بركت چهل مرد پارسا ( ابدال ) ، حساب روز واپسين از مردم آن برداشته خواهد شد ، و هر كه آنجا باشد از همهء فتنه‌ها در امان است و دجّال در آنجا هلاك مىشود . 125 بتدريج مطالب اين فضائل رنگ دنيوى گرفت و جاهاى ديگر چون بصره و به دنبال آن شهرهاى معروف نمودار شد و فضائل آنها به صورت گفتارهاى منقول در آمد كه مختصر و مناسب مقام بود و در قالب سجع ريخته مىشد ، و در شكل اخير نه فقط به وسيله پرهيزگاران انتشار مىيافت ، بلكه حكيمان و سخنوران نيز به رواج آن مىپرداختند و گاه ، با كمال تأسّف ، عبارت بليغ و نكتهء جالب بيشتر از صحّت و واقعيت در آنها مورد توجّه بود . بتدريج در كنار فضائل ، مثالب ( عيبها ) نيز جايى پيدا كرد . محال است بتوان شباهت اين گونه نوشته‌ها را با روش كتب انساب قديم در نقل فضائل و مثالب قبايل مختلف نديده گرفت . ميان اين دو نوع از لحاظ جمله‌هاى مختصر و مسجّع نيز شباهتى هست و اين نكته از قطعهء باقيمانده از ابن لسان الحمّرة ، نسب شناس دورانى كه از آن سخن داريم ، آشكار مىشود . 126 احاديث فضايل دنيوى بسيار زود پديد آمد . مسعودى نمونه‌اى از آن را همراه نام عمر نقل مىكند كه چنين آغاز مىشود : راويان گفته‌اند كه وقتى خداوند ، عراق و شام و مصر سرزمينهاى ديگر را بر مسلمانان بگشود ، عمر بن خطّاب به يكى از حكيمان آن دوران نوشت كه ما مردمى عرب بوده‌ايم و خداوند بلاد را بر ما گشوده و مىخواهيم در زمين مستقر شويم و در شهرها سكونت گيريم ، بنا بر اين وصف 127 شهرها و هواها و جايگاه آنها را با اثرى كه خاك و هواها در مردم آن دارد براى من بنويس . 128

--> ( 20 ) اشاره كرديم كه اين گونه احاديث ، بدون رسيدگى به سند ، قابل قبول نيست . و در اكثر موارد مشابه فوق به سند صحيحى نمىرسيم و پى مىبريم كه مجعول است . - و .