ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
554
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
به مذاكره با اسقف نيكون دربارهء تصحيح كتب كليساها و ديگر مسائل دينى به سر كردند . عاقبت در بيست و سوم مارس سال 1656 از مسكو درآمدند ، و در راهى بسيار بد سوى كالوگا رفتند ، ولى هنوز به بلف و بلخوف نرسيده بودند كه فرستادهء مخصوص تزار در رسيد كه براى شركت در يك انجمن خاصّ كليسايى كه نمىشد آن را عقب انداخت به مسكو بازگردند ، و از اين رو ديگر بار در بيست و هشتم ماه به مسكو را از همان راهى كه آمده بودند ترك كردند و روز دوازدهم ژوئن 1656 به پوتيوال رسيدند و بيست و هشتم همان ماه وارد كيف شدند و پس از دو هفته توقف سير خود را در بلاد اوكراين از راهى ديگر ادامه دادند . و در بيست و هفتم ژوئيه در شهر چيگيرين بار ديگر با خملنيتسكى ملاقات كردند و پانزدهم اوت نزديك شهر راشكوف به قصد مولداوى از مرز عبور كردند . اين بار اقامتشان در مولداوى و والاكيا نزديك دو سال طول كشيد و در سيزدهم اكتبر سال 1658 موفّق به ترك آنجا شدند و از گالاتس بر رود دانوب به كشتى نشستند و به درياى سياه رسيدند و پس از عبور از وارنا و تنگهء قسطنطنيه پس از سى و پنج روز سفر دريا در آسياى صغير به سينوپ رسيدند . آنگاه از طوقات و سيواس و مرعش گذشتند و به راه اوّل رسيدند و در آن برفتند ، تا عاقبت به روز يازدهم آوريل 1659 به حلب رسيدند . و از آنجا آهنگ دمشق ، مركز حوزهء اسقفى ، كردند و روز اوّل ژوئيه 1659 وارد آنجا شدند . مسير سفر اوّل ماكاريوس از گزارش مفصّلى كه بولس حلبى به جا نهاده روشن است ، ولى وضع سفر دوّم او ( 1664 ؟ - 1669 ) چنين نيست . در سفر دوّم نيز بولس همراه بود 46 و هنگام بازگشت در گرجستان به سال 1669 درگذشت . بىگفت و گو بولس يادداشتهايى از اين سفر فراهم آورده ولى اجل مهلت نداده كه آنها را به صورت نهايى درآورد و تا كنون اثرى از آن به دست نيامده است . ما كاريوس چنان كه عادت اوست چند فصل متفرّق به صورت پيشنويس به جا نهاده كه پاكنويس نكرده است . از انگيزهء اين سفر بجز جمعآورى صدقه اطلاعى نداريم . شايد دعوتى به او رسيده بود كه در انجمنى كه براى گفت و گو دربارهء محاكمهء اسقف نيكون تشكيل مىشد شركت كند . اسقف ماكاريوس پيوسته با مسكو رابطه داشت و از منابع روسى مىدانيم كه به سال 162 اسقف كليسا ، نئوفيت ، را فرستاد و او معادل پانصد روبل صدقه جمعآورى كرد . 47 ماكاريوس در سفر دوّم با اسقف اسكندريه ، باييس ، همراه بود . اين بار سفر از راه مسافرانى بود كه از قسطنطنيه و سواحل جنوبى و غربى درياى سياه عبور مىكردند ، يعنى راه قفقاز و گرجستان تا آستراخان كه پس از آن بر رود ولگا به طرف مسكو بالا مىرفتند و اين همان راهى بود كه ارسنى سوخانوف از آن بازگشت . ماكاريوس نخستين عرب مسيحى بود كه از اين راه مىرفت ، زيرا چنان كه خود او