ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
546
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
گزارشهاى زيارت سرزمين مقدّس فلسطين و سيناست . از آثار قديم اين زمينه خبر نداريم و محتملا بهجا نمانده است ، و با توجّه به وضع نگهدارى اين گونه نوشتههاى عربى مسيحى نبايد از اين قضيّه تعجّب كنيم . يك سفرنامه مربوط به طور سينا متعلّق به كشيشى افرام نام ، كه جز اسم چيزى دربارهء او نمىدانيم ، به زمانى نزديك به اين دوران تعلّق دارد كه آن را از روى ترجمهء لاتينى اگناتيوس گويدى ، خاورشناس ايتاليايى ، مىشناسيم . 1 مبناى ترجمه نسخهء واتيكان است . كه به وسيلهء سمعانى از شرق آمده ، و نيز چاپ عربى پدر شيخو يسوعى كه بر اساس دو نسخهء بيروتى مربوط به قرن هفدهم انجام گرفته است . 2 منبع اوّل اين فرض را قابل قبول مىكند كه سفرنامه مربوط به اواخر قرن شانزدهم يا آغاز قرن هفدهم است و شايد محقّقان بتوانند با كنجكاوى دقيق در نكات تاريخى و باستانى ، تاريخ دقيق آن را تعيين كنند . اهميت اين اثر مختصر كه متن چاپى آن بيشتر از پانزده صفحه نيست ، از لحاظ توضيحات معمارى و باستانى است و اساس آن گزارش مفصّل دير قديسه كاتريناى معروف است كه هيئتهاى علمى روسى ، كه در مطالعهء تعدادى از نسخههاى خطّى ديگر شركت داشتهاند ، با آن آشنايى دارند . البتّه كشيش افرام به ناحيهء ديگرى توجّه داشته و گهگاه از بيست و هفت كليساى 3 موجود در زمان خويش ، با توجّه به مسائل فنّى كه ساده لوحانه مىفهمد ، 4 اطلاعاتى مفصّل مىدهد ؛ كوه طور سينا را با توجّه به كليساها و داستانهاى محلّى مربوط به دين و عبادت وصف مىكند 5 و زندگى مردم دير و روابطشان را با بدويان محل ناگفته نمىگذارد . 6 بيشتر مطالب وى به وسيلهء منابع اروپايى كه از وصف اينجاها سخن آوردهاند تأييد شده است . به احتمال قوى مؤلّف سفر خود را از مصر آغاز كرده ، زيرا گزارش راه از قاهره آغاز مىشود و همه مكانها را ، كه بعضا تا قرن بيستم از اهميت نيفتاد ، بتفصيل برمىشمارد . 7 گزارش راه بازگشت در آخر مىآيد 8 و جز اين ، گزارشى با تفصيل كمتر از راه قدس به سينا با عبور از غزّه هست . 9 سبك رساله اديبانه نيست و به زبانى ساده است . امّا چون ديگر نوشتههاى عربى مسيحى عاميانه نيست . مؤلّف با رسوم نوشتههاى مسيحى شرق آشناست و به نسبت محيط خود تعليم ديده است . به هر حال اهميت گزارش مدوّن وى از لحاظ ادبى نيست بلكه به مطالب آن است كه بايد گفت هنوز چنان كه بايد به وسيلهء اهل خبره مطالعه نشده است . در همين محيط مسيحى ، گر چه از طبقهاى ديگر ، در اواخر قرن هفدهم ، جهانگردى پيدا شد ، كه هم از نظر راهى كه پيمود و براى عرب آشنا نبود ، يعنى امريكاى جنوبى ، و هم از نظر شخصيّت خود ، جالب بود . بىگفت و گو كشيش افرام مردى ساده بوده و فقط با طبقهء عوام مسيحى ارتباط داشته است ، ولى الياس بن يوحناى موصلى به طبقهاى تعلّق دارد كه سران كليسا