ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
544
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
فصل 23 قرن هفدهم / يازدهم ه . قرن هفدهم نيز چون قرن هجدهم نسبت به دورانهاى پيش ، چيزى در زمينهء نوشتههاى جغرافياى عربى به وجود نياورد و اگر فصلى را ما بدان اختصاص مىدهيم صرفا به خاطر ملاحظات عملى است و ارتباطى با مطالب جغرافيايى ندارد . در اين دوران بيشتر قلمرو عربى ، ولايتهاى تابع دولت عثمانى شده بود و با آن روابط دور و گاه فرعى داشت ، ولى مراكز فرهنگى محلّى كه رسوم ادبى مكتب قرون وسطا در آنجا رونق داشت به جا مانده بود ، مثلا در مغرب و بخصوص مراكش ، كه مانند سابق به نسبت زياد استقلال سياسى داشت ، علاقه به تأليف تاريخ به جا بود و تا قرن نوزدهم تعداد بسيار فراوانى از مؤلّفات در اين زمينه به وجود آمد ، كه همگى به رشتههاى مرسوم تعلّق دارد . دربارهء نوشتههاى تاريخى مىتوان رواج بىنظير سفرنامهها را كه همچنان تا قرن نوزدهم باقى مانده بود ، يادآورى كرد . به طور كلّى مىتوان گفت كه در اين دوران ، در همهء قلمرو عربى نوشتههاى جغرافيايى منحصر به دو رشتهء جغرافياى اقليمى و سفرنامهها بود ؛ رشتهء اوّل غالبا از نوع فضايل بود و بار ديگر به مقدار فراوان در سوريه ، يا « دربارهء شهرهاى مقدّس » در جزيرة العرب فراهم آمد كه غالبا تخصّصى بود و هدفهاى مشخّص داشت . سفرنامهها بيشتر مربوط به پايتخت سياسى خلافت يعنى استانبول بود كه مانند سابق هيئتهاى ديپلماسى يا تبعهء معمولى دولت به قصد شكايت از حكام محلّى سوى آن مىرفتند . زيارت نيز كه منحصر به مراكز اسلامى نبود و شامل مكانهاى مسيحى چون قدس و طور سينا نيز مىشد همچنان در ايجاد سفرنامهها نقشى داشت . در اين زمينه نوشتههاى مستقلّى در ميان عربان مسيحى بخصوص در سوريه به وجود آمد كه اگر سير تاريخى آن را مىدانستيم ممكن بود پديدهء تازهاى تلقّى شود . نوشتههاى جغرافيايى قرن هفدهم در مقايسهء با قرون پيش اين مزيّت را دارد كه ضمن