ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

542

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

سفر دريايى از دمشق تا قاهره به سال 1604 / 1013 ه . بتفصيل سخن دارد . وى نيز چون تمجروتى به وصف بارانها و طوفانهاى دريايى علاقه داشته ، گزارش وى پر تكلّف و مسجّع است و نشان آن را در عنوان كتاب إسفار الأسفار فى أبكار الأفكار مىتوان ديد . بىگفت و گو مؤلّف مردى پر مطالعه و خبرهء ادب بوده است . در اين دوران بجز اين مؤلّفات جغرافيايى ادبى ، همهء نمونه‌هاى وابسته به سفرنامه را كه در همين دوران نظير آن در زبان تركى به وجود آمد در زبان عربى نيز مىتوان يافت كه ، مانند مؤلّفات تركى ، رديف كردن نام آن نتيجه‌اى ندارد ، و اين كار فهرست نويسان كتابخانه‌ها و مؤلّفات كتابشناسى است ، ولى به عنوان مثال از يك كتاب ياد مىكنيم . يك مؤلّف مصرى به نام محمّد بن احمد سنهورى ، كه چيزى از گزارش احوال وى نمىدانيم ، به دوران سلطان مراد سوّم ( 1574 - 1595 / 982 - 1003 ه . ) و سلطان مراد چهارم ( 1623 - 1640 / 1032 - 1049 ه . ) فهرستى از منزلگاههاى پست ميان مكّه و قاهره فراهم آورد 118 كه چيزى مانند راهنماى حاجيان است كه از نمونه‌هاى آن در فصل پيش سخن داشته‌ايم . به هر حال كتاب وى بىفايده نيست ، زيرا مؤلّف در تعيين فاصلهء منزلها دقّت و كوشش بسيار كرده و براى اين منظور روش خاصى به كار برده است . 119 از نظر ما چيزى كه اهميت اين نمونه را افزون مىكند اين است كه يك بار ديگر رابطهء ميان نوشته‌هاى عربى و تركى آن روزگار و نيز جاذبهء پايتخت خلافت را ، كه نسبت به همهء قلمرو اسلامى مقام اوّل داشت و حتّى قاهره همسنگ آن نبود ، معلوم مىدارد . در اين زمينه زبان نقش اساسى نداشت ؛ مواردى را ديديم كه مؤلّفان عرب كتابهاى خويش را به زبان تركى نوشتند و نيز مؤلّفانى ترك بودند كه آثارشان به زبان عربى تدوين شده است . اگر به ياد بياوريم كه رونق جغرافياى دريانوردى در همين دوران نيمهء اوّل قرن شانزدهم بود ، و بعضى از مؤلّفان اين رشته چون سيدى على ريس را از نوشته‌هاى عربى جدا نمىتوان كرد ، به علاوه ، احمد يونسى ، مؤلّف مغربى ، نامهاى نقشهء خويش را به تركى نوشته بود بناچار اين دوران را در نوشته‌هاى جغرافيايى دوران « عربى - تركى » عنوان خواهيم داد . و خود حاجى خليفه اين نام را براى قرن هفدهم نيز روا مىدارد . حتّى در قرن هجدهم نيز وضع چندان تغيير نمىكند كه البتّه بايد تعديلى چند در آن كرد ، امّا نمونه‌ها همان بود كه بود . جالب آنكه نمونهء سفرنامه تا به روزگار نوين همچنان مقام صدارت را حفظ كرده است و مانند سابق به جهان كهن بس نكرده بلكه شامل جهان نو نيز شده است . دولت عثمانى در جذب مؤلّفان سفرنامه نويس نقش اوّل داشت ، ولى به عنوان حلقهء ربط اساسى ميان غالب اقطار عربى باقى نماند زيرا در اين اواخر روشهايى مستقل از مركز جاذبه پديد آمد . مقصود اين نيست كه مصر و سوريه حتّى از لحاظ