ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
537
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
اين سفرنامه را نيز 86 دانشمند ترك ، اكرم كامل ، مانند سفرنامهء نهروالى ، از روى نسخهء استانبول معرفى كرد ، 87 و بر كار او خرده مىگيرند كه نسخهء خطّ مؤلّف را كه در موزهء بريتانيا هست 88 و نيز نسخهء مؤسّسهء مطالعات شرقى وابسته به آكادمى علوم شوروى را نديده گرفته ، و لااقل به گزارش ويكتور روزن دربارهء آن مراجعه نكرده است . 89 بىگفت و گو اين رشته از جغرافيا مورد علاقهء غزى بوده است . يك نسخهء خطّى افتادهدار از گزارش سفر وى به مكّه و مدينه 90 در دمشق هست كه فقط با نام آن آشنايى داريم . كتاب معاصر كوچك و هموطن او ، محمّد بن احمد سكيكر دمشقى ( متوفّى به سال 1579 / 987 ه . ) ، از همين رشته است . 91 وى نيز تقريبا به همان منظور به استانبول سفر كرد و گزارش سفر خود را به نام زبدة الآثار فيما وقع لجامعه فى الإقامة و الأسفار به جا نهاد . كتاب در محافل علمى ناشناس است زيرا فقط يك نسخهء از آن به خطّ مؤلّف در مؤسّسهء مطالعات شرقى هست ، ولى گزارشى كه بارون روزن دربارهء آن به جا نهاده فكر روشنى از مؤلّف مىدهد . 92 دمشقى اثر خويش را با گزارش سفر از حماة ، محل اقامتش به حلب ، آغاز مىكند و از اقامت آنجا كه در يكى از مساجد شهر شغل خطيبى داشته سخن دارد . سپس از سفر قسطنطنيه سخن مىرود . كتاب بيشتر به يادداشتهاى روزانه مىماند كه تصويرى دقيق از زندگى مؤلّف را از 10 نوامبر سال 1565 / 16 ربيع الثانى 973 ه . تا 8 ژوئيه سال 1568 / 13 محرم 976 ه . رسم مىكند . مؤلّف در مقدمه انگيزههاى تأليف كتاب را كه رنگ ادبى دارد ياد مىكند . 93 وى حلب را با يكى از علماى هموطن خود ( احمد بن محمّد بن ملا شهابى ، متوفّى به سال 1594 / 1003 ه . ) ترك كرد . 94 هموطن او يك فرهنگنامهء تاريخى از مشاهير حلب همراه داشت كه به وسيلهء يكى از معاصران ، محمّد بن ابراهيم حنبلى ( متوفّى به سال 1564 / 971 ه . ) با عنوان درّ الحبب فى تاريخ أعيان حلب تأليف شده بود . 95 او در راه ضمن استنساخ كتاب ، در سرگذشت شيخ الاسلام عمر بن شمّاع ، به ياد كتاب وى به عنوان عيون الأخبار فيما وقع لجامعه فى الإقامة و الأسفار برخورد كه در او بسيار اثر كرد . در اين باره چنين گويد : و همّتم بجنبيد كه همانند وى همه حوادث سفر و اقامت را فراهم آورم ، و از مولانا شهابى احمد كه يادش رفت - و خدا به حق محمّد و پيروان او در دو دنيا به آرزويش برساناد - بپرسيديم ، گفت زيان ندارد ، بلكه تاريخى و كتابى ادبى شود . پس استخاره كردم و اين راه پيمودم و آن را زبدة الآثار نام كردم . و اينك ياد سفر خويش را از محروسهء حماة و باغستانهاى زيبا و مأنوس آن به روز شنبه شانزدهم ربيع الآخر از سال نهصد و هفتاد و سه از هجرت سيد انام ، كه ابر سايبانش بود ، آغاز مىكنم . از سالهاى پيش چشم بپوشيدم كه دربارهء آن يقين ندارم ، و اگر خدا خواهد ، پس از اين در آن بينديشم و