ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
536
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
از لحاظ جغرافيايى اهميت ندارد ، زيرا سفرنامه نمونهاى از سفرنامههايى است كه در مغرب ديدهايم و بيشتر مربوط به دانشورانى است كه مؤلّف در هر شهر با آنها صحبت داشته است . خود وى نيز از اين گروه است و تعدادى مؤلّفات در فقه و ادب به جا نهاده كه خود بسادگى مىگويد كه آنها بىمانندند . موقعيت خاندان وى در دمشق ممتاز بود و پدرش ، كه كمى پيش از پسر درگذشت ، لقب « شيخ الاسلام » داشت . خود او نيز در اثناى اقامت در قسطنطنيه از طرف شخصيتهاى متنفّذ چون اياس پاشا ، كه مدّتى بيگلربيگى سوريه بود ، رعايت بسيار ديد و مؤلّف تعدادى از نسخههاى گرانقدر و نيز بعضى از مؤلّفات كوچك خود را به دو هديه كرد . جشنهايى كه در قصر سلطان به پا بود مانع از رسيدگى به شكايت او شد . در اوّل ذيحجه ( سپتامبر ) شكايتنامهء خويش را تسليم كرد ، امّا به علّت سفر سلطان به بروسه كه همان وقت آغاز شد و صدر اعظم نيز همراه بود تا اواخر محرم در انتظار ماند و دوستى دانشور چون عبد الرحيم عباسى ( متوفّى به سال 1556 / 963 ه . ) پيدا كرد 82 كه كتب وى در بلاغت و شعر تا كنون معروف مانده است . به كمك همين شخص خانهاى در همسايگى او پيدا كرد و تقريبا همهء وقت را با هم به سر مىكردند . تأليفات خويش را ، به علاوهء اشعار بسيار ، نزد يكديگر خواندند و به شرح حديث و « مسائل » پرداختند و عاقبت اجازهء روايت مؤلّفات خويش را به يكديگر دادند . 83 مؤيّد اين قضيّه متن يكى از مؤلّفات معروف عباسى در بلاغت است كه معلوم مىشود غزى به سال 1530 / 937 ه . در خانهء مؤلّف 84 در استانبول از تحرير آن فراغت يافته است . در نيمهء محرم ، مؤلّف به ازميد رفت و حدود يك ماه در آنجا ميهمان يكى از ياران دوست دانشمند خويش بود . در اين اثنا سلطان به قسطنطنيه بازگشته بود و مؤلّف نيز آهنگ آن كرد ، ولى به سبب موانع راه در اوّل ربيع الاول ( ده روز آخر نوامبر ) به آنجا رسيد . در اين بار فهرست درازى از شخصيتهاى معروف ادبى كه ملاقاتشان كرده به دست مىدهد . به كمك گروهى از دوستان صاحب نفوذ به خلاف ميل بدخواهان تقاضاهاى وى پذيرفته شد و در آغاز شوال ( نيمهء مه 1531 ) راه بازگشت پيش گرفت . اين بار نيز آسياى صغير را طى كرد و در نيمه ژوئيه سال 1531 / آخر ذيقعدهء 937 ه . ، پس از تقريبا دو ماه سفر آميختهء با همهگونه مشكلات ، سالم به ديار خود رسيد . نام بسيارى از منزلهاى راه را ياد مىكند ، ولى اين قسمت از سفرنامه عجولانه نوشته شده است . بر طبق تاريخ مندرج در آخر كتاب ، تدوين گزارش در ژوئن سال 1534 / ذىيحجهء 940 ه . به سر رسيده است . 85 اسلوب متكلّفانهء كتاب را از عنوان المطالع البدرية فى المنازل الرومية توان دانست . نثر كتاب مسجع است و پر تصنع و مملو از اقتباسات شعرى و انواع محسّنات بديعى ، و نمونهء جالبى است از ادب آميخته به جغرافيا از اوضاع آن دوران ، كه از جغرافيا به معنى عام نيز مطالب بسيار دارد .