ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

535

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

تعداد زيادى از سفرنامه‌هاى اين دوران با دولت عثمانى ، كه در آن موقع در همهء جهان اسلام نقش اصلى داشت ، ارتباط دارد . در يكى از فصول سابق اين نكته را در مورد مغرب ديديم و اكنون نظير آن را در سوريه نيز مشاهده مىكنيم و اين طبيعى است ، زيرا ولايت مذكور نزديك پايتخت خلافت بوده است . مىتوان گفت كه بيشتر سفرنامه‌ها كه از آن سخن مىكنيم از سوريه است ، ولى در ديگر اقطار عربى نيز اين رشته وجود داشته و در ناحيهء جنوب يكى از آشنايان سابق خويش يعنى قطب الدّين نهروالى را كه از مكّه سفر آغاز كرد مىبينيم . اين مؤلّف را سابقا به عنوان خبرهء جغرافياى اقليمى و تاريخى مكّه و مورّخ فتح يمن به دست عثمانى ديده‌ايم كه دربارهء راهنماى واسكودوگاما نيز روايتى پر مغز آورده بود . وى بهترين نمونهء طبقهء تعليم يافته مكّه در آن روزگار و دورانهاى بعد به شمار است . 76 پدرش از گجرات بود ، ولى پسر به سال 1511 / 917 ه . در مكّه تولّد يافت و به سال 1582 / 990 ه . در همانجا درگذشت و هنگام مرگ عنوان مفتى داشت . نهروالى دوبار به استانبول سفر كرد : بار اوّل به قصد تكميل تحصيلات بود كه به سال 1536 / 943 ه . رخ داد ، مدّتى در قاهره استانبول به سر كرد و در اثناى آن به حضور سلطان سليمان رسيد كه نظارت چهار مدرسه 77 را كه در مكّه پديد آورده بود به عهدهء وى گذاشت . سفر دوّم پس از بيست سال و به سال 1557 / 965 ه . بود كه گزارش آن را در كتابى به عنوان الفوائد السنية فى الرحلة المدينة و الروميّة آورد . 78 اين كتاب فقط در سالهاى اخير با كشف نسخه‌اى به خطّ مؤلّف در يكى از كتابخانه‌هاى استانبول شناخته شده است . 79 تاريخ تأليف كتاب به سال 1557 / 965 ه . بازمىگردد و ظاهرا بلافاصله پس از بازگشت و شايد در اثناى اقامت پايتخت به تدوين آن پرداخته و چون كتاب را به يكى از اعيان استانبول پيشكش كرده ، فقط يك نسخه از آن به‌جا مانده و به قلمرو عربى راه نيافته است . نخستين كسى كه كتاب را معرفى كرد اكرم كامل ، يكى از دانشوران معاصر ترك ، بود كه ضمن مقاله‌اى 80 از اهميت مطالب آن دربارهء معرفى دار الخلافه در آن روزگار پرده برداشت . نخستين سفرنامهء قرن ششم كه از سوريه به پايتخت تركان عثمانى بود ، به وسيلهء همين دانشمند ترك معرفى شد . مؤلّف كتاب ، بدر الدّين محمّد غزى عامرى است كه مؤلّفات فراوان وى معروف و بر طبق مكتب قديم است . 81 وى بيشتر زندگانى را در وطن خود دمشق به تدريس گذراند و به سال 1577 / 984 ه . همانجا بمرد . در رمضان سال 1530 / 936 ه . همراه قاضى القضاة به قسطنطنيه رفت تا شكايت كند كه چرا وى را به ناحق از كارش بر كنار كرده‌اند . اوّل ذو القعده ( ژوئيه ) پس از عبور از آسياى صغير بدانجا رسيد و گزارش كوتاهى از شهرهاى راه چون بعلبك ، حمص ، حماة ، معرّة ، حلب ، مصيصة ، ادنه ، اركلّى ، قونيه ، آق شهر ، قره حصار ، ينگى شهر ، ازنيق ( نيقيه ) ، ازميد ( نيكومدى ) ، اسكدار ، و سرانجام قسطنطنيه به دست مىدهد كه