ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

534

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

در اينجا بايد دربارهء يك نسخهء چاپى مربوط به قرن شانزدهم - كه بحثى است از مقولهء كتابشناسى - سخن كنيم . متن مذكور به سال 1585 در رم چاپ شده و در واقع نخستين كتاب علمى عربى است كه در اروپا چاپ شده 61 و از اين جهت جالب است ، اگر چه نسخه‌هاى كتاب چنان كمياب است كه دسترسى بدان نزديك به محال است . 62 اينك مسلّم است كه دو نسخهء كتاب يكى در كتابخانهء لورنتى فلورانس متعلّق به خاندان مديچى و ديگرى در كتابخانهء خاندان ننى در ونيز وجود داشته 63 ولى محقّق نيست كه نسخهء دوّم تا كنون در آنجا موجود باشد . 64 در قرن هجدهم دو تن مارونى از يك خاندان مقيم ايتاليا و مشغول به مطالعات شرقى ، به نام استفان عواد سمعانى ( 1711 - 1782 ) 65 و شمعون سمعانى ( 1752 - 1821 ) ، هر كدام يكى از نسخه‌ها را توصيف كرده‌اند 66 و عجيب است كه دربارهء نام مؤلّف اختلاف داشته‌اند ، و بجز اين پاره‌اى مسائل مربوط به كتاب همچنان لا ينحل مانده است . عنوان كتاب كه البستان فى عجائب الأرض و البلدان است با عنوان نسخهء خطّى كتابخانهء ملى پاريس يكى است . 67 امّا رابطهء آن با نسخهء چاپى محتاج مطالعه‌اى دقيقتر است . بروكلمان تاريخ تأليف كتاب را به قرن دهم هجرى مىبرد . 68 شمعون سمعانى كه نسخهء ونيز را ديده كتاب را جزو رشتهء كيهان نگارى مىشمارد كه دويست و هشتاد و چهار صفحه 69 و هفت قسمت است و غالبا از مصر سخن دارد ولى مطالب آن خرافى است . نام مؤلّف را نيز به صورت بسيار نامأنوس ذكر مىكند كه در هيچ مأخذى ديده نشده است ، يعنى : سلامش بن كندغدى صالحى . 70 امّا استفان عواد سمعانى ، ضمن گزارش نسخهء كتابخانهء مديچى ، نام را ساده‌تر آورده كه ابو العباس احمد بن خالد صالحى باشد . 71 به نظر شنورر كه به احتمال قوى بر فرهنگ رسى مربوط به سال 1807 تكيه دارد . مؤلّف در حدود سال 1150 / 545 ه . به دوران خليفهء قاهره و بغداد يعنى مستنصر ، 72 خليفه معروف فاطمى ( 1036 - 1094 / 427 - 487 ه . ) ، در شام مىزيسته است . بنا بر اين از لحاظ زمانى مىبايستى او را در جاى ديگر ياد مىكرديم . ولى بايد گفت كه از كتاب و مؤلّف در منابع عربى قرن يازدهم 73 يا شانزدهم نشانى نيست ، ولى منقولات وى از ابو الفدا و ابن خلكان معلوم مىدارد كه پس از قرن يازدهم مىزيسته است . 74 بنا بر اين نظر ما دربارهء كتاب هر چه باشد بايد قضاوت دربارهء كتاب و پاره‌اى مسائل مهمّ مربوط به چاپ آن را كه تاريخ چاپ مؤلّفات عربى روشن مىكند به محقّقان آينده واگذاريم . 75 براى گفت و گو از جهانگردان عرب در قرن شانزدهم ، كه تعدادشان بسيار است ، اساسى استوارتر و مطالب فراوانتر داريم ، ولى براى اين بحث بايد بر منابع خطّى تكيه كنيم ، زيرا متون چاپ شده نداريم . بنا بر اين بناچار به يادآورى مطالبى كه مستقيم يا به وسيلهء منابع دست دوّم به دست آورده‌ايم ، بس مىكنيم .