ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
37
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
اين آيهء قرآن از جمله موارد اندكى است كه جغرافياى افسانهاى در آن نمودار است 52 و بر طبق آن درياى زمينى شور است ، ولى درياى آسمانى كه مربوط به جهان ديگر است و باران را به زمين مىفرستد شيرين است 53 و اثر گفتار سفر تكوين ( باب اوّل ، جملهء ششم ) دربارهء فاصلهاى كه ميان آب آسمانى و آب زمينى وجود دارد ، در آن نمودار است . 54 بدينسان تصوّرات دربارهء محلّ « مجمع البحرين » بلكه دربارهء خود « بحرين » كه در آيات مذكور آمده كاملا به هم پيوسته است و جست و جوى تفسير آن در زمين بيهوده است 55 . . . در آيهء ديگر قرآن كه رنگ بلاغت بر آن غالب است ، نظريّهاى دربارهء هفت دريا آمده كه خيلى زود در نوشتههاى جغرافيايى انعكاس يافته است . در اين آيه ( 31 / 26 ) كه به دنبال سخن از قدرت خداست چنين آمده : « اگر همهء درختان زمين قلم شود و دريا و پس از آن هفت درياى ديگر به كار رود ، سخن خدا تمام نشود . » به خوبى روشن است كه اشاره به درياهاى هفتگانه « 13 » در اين آيه كه نمودار دقيق يك حكمت عبرى است صورت رمز دارد . 56 مقدسى نيز مطلب را چنين فهميده است . 57 ولى اين نكته مانع از آن نبوده كه بقيّهء جغرافى شناسان ، و گاه دانشوران اروپايى ، از هفت درياى مختلف در قرآن سخن كنند 58 و شايد بار ديگر ، چنان كه در مورد زمينهاى هفتگانه بود ، با معنى جادويى عدد هفت سر و كار داريم . قرآن بجز نظريات جغرافيايى كه مبتنى بر تعبيرات پيچيده است ، مطالب واقعى جغرافيايى - بخصوص در مورد نام مكانها - كمتر از شعر جاهلى دارد و توان گفت كه قرآن تقريبا ده نام از مكانهاى جغرافيايى را ياد مىكند كه همگى داخل حدود جزيرة العرب است . طبعا مكّه به همين نام معروف ياد مىشود ( 48 / 24 ) ، و به نام معتبر « أمّ القرى » ( 6 / 92 ، 42 / 5 ) ، 59 و به نام محلى « بكّة » ( 3 / 90 ) . نام مدينه نيز مكرّر آمده ، و حتى به نام جاهلى « يثرب » ( 33 / 13 ) هم خوانده شده است . 60 از مكانهاى مربوط به زندگانى [ حضرت ] محمّد [ ص ] فقط نام بدر ( 3 / 119 ) و حنين ( 9 / 25 ) 61 و از مكانهاى عبادت ، صفا و مروة ( 2 / 153 ) 62 و عرفات ( 2 / 194 ) در قرآن هست . وضع جودى ، كه كشتى نوح بر آن توقف كرد ، جالب است ( 11 / 46 ) ؛ بىگفت و گو [ حضرت ] محمّد [ ص ] آن را در جزيرة العرب مىدانست 63 « 14 » ولى بعدها علماى جغرافى آن را به شمال جزيره بردند و بلكه با كوه آرارات تطبيق كردند . از مكانهايى كه در
--> ( 13 ) اين آيه تمثيل است براى بيان وسعت كلمات و علم و مخلوقات خدا ، نه در به اين مفهومى جغرافيايى و شمردن تعداد درياها . پس قرآن طرح هفت دريايى پيشنهاد نكرده است . حتى به حساب همين آيه كه مؤلف بدان توجه نيافته است ، درياها هشت تا خواهد بود نه هفت تا ؛ پس اين آيه براى بيان شماره نيست ( ب ) . - و . ( 14 ) در قرآن مجيد ابدا اشارهاى به مكان اين كوه نشده است . پس عبارت مؤلف : « بىگفت و گو محمّد آن را در جزيرة العرب مىدانست » با تأكيدى كه دارد ، بيهوده است ( ب ) . - و .