ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
38
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
تاريخ اديان نقشى داشته ، سينا ( 20 / 20 ، 95 / 2 ) 64 و وادى طوى - نزديك آن - ( 20 / 12 ، 79 / 16 ) ياد شده است . 65 از منازل اقوام فنا شده نام مكانهايى آمده كه بعضى واقعى و بعضى ديگر داستانى است ، همچون مدين كه ده بار آمده ، 66 أيكة ( 15 / 78 ، 26 / 176 ، 38 / 12 ، 50 / 13 ) ، 67 رسّ ( 35 / 40 ، 50 / 12 ) ، 68 حجر ( 15 / 80 ) ، 69 و ارم ( 89 / 6 ) . 70 از بيرون جزيره ، نام « ارض مقدس » يعنى فلسطين ( 5 / 24 ) يك بار و مصر 71 چهار بار در ضمن تاريخ يوسف و موسى آمده ( 10 / 87 ، 12 / 21 و 100 ، 43 / 50 ) . نام بابل فقط يك بار آمده ( 2 / 96 ) 72 و اين نكته را نديده نمىتوان گرفت . ولى با ياد اقوام مختلفى كه نام آنها با نام پيروان دينها ارتباط دارد تا حدّى افق توسعه مىگيرد . قرآن ، به دوران مكّى ، كلمهء « عربى » را براى زبانى كه بدان نازل شده به كار برده ، ولى كلمهء « عرب » فقط به دوران مدنى در قرآن آمده ( ده بار ) . 73 « 15 » عربان شهر نشين عنوان خاصّ خود ندارند ، اما از قبايل بجز قريش و آن هم يك بار ( 106 / 1 ) از ديگر قبايل نامى در قرآن نيست . 74 بجز يهود و نصارا كه نامشان مكرّر شده ، از صابئه نيز ياد شده ( 2 / 59 ، 5 / 73 ، 22 / 17 ) 75 و نام مجوس ، يعنى پارسيان ( 22 / 17 ) ، 76 و روم ، يعنى بيزانسيان ( 30 / 1 ) ، هر كدام يك بار آمده . 77 از قبايل فنا شدهء جزيره ، نام عاد 78 و ثمود 79 مكرّر آمده ، و نام سبأ ( 27 / 22 ، 34 / 14 ) ، 80 كه قران رابطهء آنها را با قوم تبّع ( 44 / 36 ، 50 / 13 ) خوب روشن نكرده ، كمتر است . 81 به هنگام ياد كردن از ذو القرنين از يأجوج و مأجوج ( 21 / 96 ، 18 / 93 ) سخن مىرود كه اسكندر در انتهاى شمال شرقى زمين پشت سدّى به زندانشان كرد تا دنيا را از شرّشان محفوظ دارد و در آخر الزّمان پديدار مىشوند . اخبار يأجوج و مأجوج مربوط به تورات است ، و شايد از راه افسانههاى سريانى مربوط به اسكندر 82 به [ حضرت ] محمّد [ ص ] رسيده باشد . « 16 » تعيين مكان اين قوم و جاى سدّى كه از بقيهء دنيا جداشان مىكند جغرافى نويسان عرب را سخت مشغول داشته و نه فقط اوهام و خيالاتى عجيب دربارهء محلّ اقامتشان به وجود آمده بلكه كسانى به جست و جوى سد سفر واقعى كردهاند . چنان كه مىدانيم ، يأجوج و مأجوج در تصوّرات جغرافيايى اروپاى قرون وسطا نيز مقامى در خور توجّه داشتهاند و به همين جهت پيرامون آنها ، نوشتههاى فراوان به وجود آمده است . 83 اگر مطالب جغرافيايى شعر جاهلى و قرآن را با هم
--> ( 15 ) در قرآن مجيد ، كلمهء « عرب » اصلا نيامده است ، آنچه آمده كلمهء « اعراب » است ( ب ) . - و . ( 16 ) مؤلف تصريح مىكند كه اخبار يأجوج و مأجوج در تورات آمده است ، پس چه لزومى دارد كه اين مطلب از راه افسانههاى سريانى به پيامبر رسيده باشد ؟ چرا از طريق خود تورات نباشد ؟ آمدن مطالبى از كتب آسمانى قبل در قرآن مجيد هم واقع شده است و هم هيچ گونه اشكالى ندارد . ( ب ) . - و .