ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
495
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
صريحا آمده است . 121 طبيعى است كه با كوشش فردى نفوذ در اين عرصه آسان نبود و در حدود سال 1654 / 1064 ه . چنان كه در سرگذشت خويش آورده ، 122 دستيارى فعال پيدا كرد يعنى يك راهب فرانسوى دانشمند و نومسلمان كه پس از مسلمان شدن ، شيخ محمّد اخلاصى ناميده شد . حاجى خليفه به وسيلهء او مؤلّفات بزرگ اروپايى را در زمينهء جغرافيا و نقشهكشى ، مانند اطلسها و آثار بزرگان آن روزگار چون اورتليوس ( آنتورپ ، 1570 ) و لورنزوداناينا ( ونيز ، 1582 ) و كلووريوس ( آمستردام ، 1635 ) ، مطالعه كرد 123 كه همگى در متن دوّم يا متن اروپايى جهاننما - اگر اين تعبير درست باشد - انعكاس يافت . وى از اين گونه مؤلّفات تنها به عنوان منبع استفاده نكرد ، بلكه به سال 1654 - 1655 / 1064 - 1065 ه . به دستيارى محمّد اخلاصى مزبور اطلس كوچك ( Atlas Minor ) اثر ژرار مركارتور را با عنوان لوامع النور فى ظلمات اطلس مينور ترجمه كرد . محقّقان معلوم كردهاند كه ترجمه از روى متن اصلاح شدهء اطلس كه به سال 1621 در آرنهايم به وسيلهء هوندوس منتشر شده ، انجام گرفته است . 124 نسخههاى اين اطلس ، كه در نوع خود منحصر به فرد است و به كوشش دو دانشور به وجود آمده ، در استانبول بسيار فراوان است و نسخهء اصلى متعلق به حاجى خليفه 125 نيز در آنجا محفوظ مانده است . متأسّفانه جز اين ، اطّلاعات ديگرى دربارهء اين كوشش علمى نداريم . وقتى حاجى خليفه در كتاب مذكور ، به اطلس سىام رسيد ، يعنى پيش از پايان كتاب ، آماده كردن متن دوّم جهاننما را آغاز كرد ، و به احتمال قوى اطلس را نيز ، چون متن اوّل جهاننما ، تكميل نكرد . 126 با كنجكاوى در نسخهء وين مىتوان دربارهء متن دوّم كتاب قضاوت كرد . نسخهء مذكور ، يك قسمت كامل متن و طرحهاى ناتمام قسمتهاى بعد را به قلم خود حاجى خليفه دارد . 127 اصلاحات و ملاحظاتى نيز در متن شده كه به قلم شخص ديگرى و احتمالا ابو بكر بن بهرام ، تكميل كنندهء كتاب ، است . 128 براى آنكه انديشهاى از وضع كلّى كتابهاى متن داشته باشيم ، كافى است كه قسمت خاصّ رومليا و بوسنى را كه هامر از سال 1812 به تحقيق آن پرداخته از نظر بگذرانيم . مدتها تصوّر مىشد نسخهاى كه اساس كار هامر بوده بعدا مفقود شده ، 129 ولى كنجكاوى دقيق تشنر نشان داد كه همان نسخهء وين بوده است . 130 سرنوشت متن دوّم جهاننما بهتر از متن سابق نبود و آن نيز تكميل نشد ، از اين رو دقيقا نمىتوان دربارهء آن نظر داد . قسمت آسياى كتاب كه به سال 1732 / 1145 ه . به وسيلهء بنيانگذار صنعت چاپ تركيه - ابراهيم متفرّقه - منتشر شده ، تا حدّى كه از روى قسمت چاپ شده توان دانست ، پارهاى مسائل پيچيده دربارهء وضع آن وجود دارد . به نظر تشنر وضع كتاب از هنگام تأليف تا چاپ قسمت آسيا تاريك است . 131 به علاوه ، در قسمت چاپ شده اضافات بسيار هست كه ، به گفتهء مصحّح ، كار حاجى خليفه نيست ، ولى هم او دربارهء مطالبى كه بىگفت و گو از