ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

496

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

حاجى خليفه نيست ساكت مانده است . گويا متن اصلاح شده‌اى در دسترس مصحّح بوده كه به جاى نمانده و او فقط اضافات خويش را يادآورى كرده 132 و نتوانسته يا نخواسته است وضع مطالب ديگر را مشخّص كند . با وجود اين مسائل پيچيده ، انديشهء كلّى كتاب و تركيب آن كاملا روشن است . اختلاف اساسى متن اوّل و دوّم در اين است كه دومى مطالب خود را چنان كه قبلا معمول بود فقط از منابع شرقى نگرفته بلكه از منابع اروپايى نيز بهره گرفته ، و نفوذ آن در كتاب آشكار است . 133 فصل بندى كتاب نيز كاملا با مكتب قديم نوشته‌هاى جغرافيايى تفاوت دارد : از هفت اقليم بطلميوس و بيست و هشت اقليم عرفى ابو الفدا ، فقط به طور ضمنى سخن مىرود . مطالب به صورت تازه و به ترتيب قارّه‌ها تقسيم شده و قارّهء پنجم « ماژلانى » نام گرفته است . در واحد قارّه‌ها نيز تقسيم به ترتيب واحدهاى سياسى و تقسيمات ادارى ( و از نظر دولت عثمانى ، ولايتها و فرمانداريها ) انجام مىگيرد . در مقدّمه از جغرافياى رياضى و نجوم ، به طور كلّى و طبق مكتب اروپايى گفت و گو مىرود . مبناى كار ، كلووريوس است و گهگاه نيز مكتب اروپايى و شرقى با يكديگر مقايسه مىشود . 134 به هر حال حاجى خليفه در اين كتاب و مؤلّفات ديگر به صدد بحث علمى اصيل دربارهء نجوم و رياضيّات نبوده . دربارهء وى مكرّر گفته‌اند كه يك دانشور محقّق نيست ، بلكه روايتگر است و اهميت وى نسبت به نوشته‌هاى جغرافياى ترك از آنجاست كه وى نخستين كسى بود كه بجز منابع شرقى از منابع اروپايى نيز ، نه به طور اتفاقى بلكه منظما ، استفاده كرده و مطالب وى خوب و با سليقه انتخاب شده است . بار تولد كوشش وى را به منظور در آميختن مطالب دانش اروپايى و اسلامى بىسابقه مىداند و بتأكيد مىگويد كه در نوشته‌هاى جغرافياى اروپايى آن روزگار چنين كوششى انجام نگرفته است ، 135 وى مىخواست مختصرنامه‌اى براى استفادهء خوانندگان قرن هفدهم فراهم كند و همهء نتايج عملى رايج عصر را در آن بياورد ، يعنى هدف وى تحقيقات عملى مستقل نبود . 136 از مقدّمهء جهان‌نما معلوم مىشود كه حاجى خليفه در تأليف كتاب خود از تعدادى منابع عربى فايده برده ، 137 به مؤلّفان كلاسيك از قبيل مقدّسى مراجعه كرده ، و به نسبت فراوان از گروه كتب « المسالك » ، چون كتاب بخلى و ابن حوقل و مسعودى و بكرى و ابن سعيد و مهلّبى و عذرى ، بهره گرفته است . متنها و دستكاريهاى فرهنگنامهء ياقوت و تأليفات ديگر و نيز ادريسى و ابو الفدا و همچنين فرهنگنامهء كمتر معروف حميرى را خوب مىشناخته ، نه تنها از تأليفات عمومى چون كتاب هروى و قزوينى و ابن الوردى ، بلكه از مؤلّفات اهل خبره نيز ، چون خليل ظاهرى ، مطلب آورده . چون با نوشته‌هاى دريانوردى آشنا بوده به تعدادى از مؤلّفات سليمان مهرى اشاره مىكند . به روش قديم از ترجمه‌هاى بطلميوس كمك مىگيرد ، ولى