ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
487
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
آن پس كه عبارات مرسوم دانشوران مسلمان را ، چون سپاس و ستايش خدا و صلوات پيمبر ، ياد مىكند بر سر موضوع مىرود و گويد : امّا بعد ، چون كشف دقايق و توضيح حقايق علوم موهبتى جليل است و مقصدى عزيز ، خداوند - سبحانه - در هر روزگار دانشورانى برانگيخت كه به انجام اين كار بزرگ قيام كردند و در كار تعليم و تفهيم بكوشيدند ، بخصوص پيشوايان بزرگ از علماى اسلام كه پيمبر - عليه الصلاة و السلام - دربارهء آنها فرمود : « دانشوران امت من همسنگ پيمبران بنى اسرائيلاند » . آرى اينان پيشاهنگان هدفها و ستونهاى درس و روايتند ، بعضىشان مسائل را از دلايل درآرند و اصل و فرع بنياد كنند و بعضىشان فراهم آرند و تصنيف و ابداع كنند و بعضى تهذيب و تحرير كنند و نيكو كنند و به كمال تحقيق رسند ، خدا اسلافشان را بيامرزد و اخلافشان را مؤيّد بدارد . امّا نام تأليفاتشان هنوز به صورت فصل و باب مدوّن نشده و خبر مكتوب دربارهء آن نيامده . بىگفت و گو غبار اخبار آثارشان را به چشم كشيدن به وجه كامل ميسّر نيست ، كه علوم و كتب بسيار است و عمر گرانقدر و كوتاه ، و اطّلاع بتفصيل از آنها دشوار و بلكه نا ميسّر و تنها ضبط چيزى از شواهد و اطّلاع از مقاصد آن ما را بس . خداوند نيز به جمع پراكندهها مدد داد و درها بگشود ، پس آنچه را در اثناى تتبع مؤلّفات و كنجكاوى در تواريخ و طبقات بديدم به قلم آوردم و چون به كمك خداى فيض رسان بخشنده ، پيشنويس آن در عنفوان جوانى صورت گرفت آن را به كنارى نهادم و گهگاه چيزى يا قسمتى بر آن مىافزودم ، تا وقت محتوم براى پاكنويس آن رسيد و فرمان مقدر خداى - تعالى - مقرر بود و كار را آغاز كردم كه در كتاب قدر مكتوب بود . و براى پرهيز از تكرار و التباس آن را چون المغرب و الأساس به ترتيب حروف معجم آوردم و در اين كار تا حرف سوّم و چهارم را رعايت كردم و كتابى كه نام داشت نام آن را با مصنف و تاريخ و متعلقات در محل خود ياد كردم و وصف آن را بتفصيل گفتم و گهگاه روايات فحول را در رد و قبول آن بياوردم با نام شرحها و حاشيهها ، تا شبهه برخيزد و مشكل نماند ، و صريح گفتم كه اين شرح فلان كتاب است و در فصل خود آمده يا بيايد ، به ترتيبى كه متن اصل است و فرع بايد از اين اصل باشد . و اگر اسم نداشت ، آن را به انتساب رشته يا مؤلّف و به اعتبار اولين حرف كلمهء منتسب آوردم - مثلا تاريخ ابن اثير ، تفسير ابن جرسر ، ديوان متنبى ، رساله ابن زيدون ، و كتاب سيبويه را به ترتيب در بابهاى تاء ، دال ، راء ، و كاف ذكر كردم ، قصايد را در باب قاف و شرحهاى اسماء الحسنى را در شين آوردم . و كتب فروع را به مذهب وابستم . و غير عربى را وانمودم و قيد كردم كه تركى يا فارسى يا ترجمه است ، تا ابهام نماند . و از آغاز هر كتاب چيزى بياوردم كه كمك به تعيين ندانستههاست و بسيارى كتابهاى