ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
482
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
بود كه به سال 1729 / 1142 ه . در چاپخانهء بنيانگذار چاپ تركيه ، ابراهيم متفرّقهء معروف ، به چاپ رسيد . اكنون چاپ مذكور كمياب است و جزو معروفترين آثار چاپى غربى در دولت عثمانى به شمار مىرود . قطع كتاب رحلى بزرگ است و نود و يك ورق دارد با چهار نقشه و جدولى در بيان ستارگان ، كه پيوست آن است ، به علاوهء تعدادى گراوور كه مردم و حيوانات و گياهان امريكا را نشان مىدهد . 58 تاريخ تأليف كتاب مشخّص نيست . گاه آن را به دوران سلطان مراد سوم و حدود سال 1582 / 990 ه . مىبرند و به شخص نا معروفى به نام محمّد بن يوسف هروى نسبت مىدهند . 59 كارادووو در نتيجهء خطايى بزرگ كتاب را از حاجى خليفه دانسته ، 60 و خطاى او تا به روزگار ما به مؤلّفات ديگر نيز راه يافته است . بنا بر اين ، موضوع تعيين مؤلّف كتاب مىبايد معوق بماند . نسخهاى از كشف الظنون حاجى خليفه كه در ليدن هست و تاريخ 1729 دارد و گهگاه عبارات آن با نسخههاى چاپى متفاوت است ، 61 هنگام سخن از اين كتاب ، اضافهء قابل ملاحظهاى دارد . 62 زير يك عنوان دو كتاب را ياد مىكند : يكى به زبان عربى از مؤلفى به نام محمّد بن يوسف هروى ، كه شخص نامعروفى به نام ابو المخلف محمود بن يوسف مصرى آن را به تركى برگردانده و تكميل كرده ، و از مهاجرت هندوان به امريكا و به دنبال آن از سفرهاى اسپانيوليها سخن دارد . رسالهء دوّم مربوط به دوران بعد است و به وسيلهء يكى از تركان از زبان « فرنگى » ترجمه شده و از يك كتاب تذكره مطالبى بدان پيوسته است . در قبال اين خلط آشكار ، تعيين مؤلّف آسان نيست ، حتّى رابطهء دو مؤلّف را با كتابى كه از دوران اوّل پيدايش چاپ در دولت عثمانى ، به صورتى نفيس چاپ شده معلوم نمىتوان كرد . پايان قرن شانزدهم را در تاريخ نوشتههاى جغرافيايى تركى خاتمهء يك دوران مىتوان شمرد كه در اثناى آن محمّد عاشق خلاصهء مكتب قديم عربى را به دست داد . ديديم كه جغرافياى دريانوردى در آغاز همين قرن راههاى تازهاى را پيمود و آن اطّلاعات به غربيان رسيد و بتدريج رشتههايى تازه در قلمرو جغرافيا به وجود آورد . ولى نقش مكتب قديم به سر نرسيد ، زيرا دو تن از بزرگترين مردان جغرافى شناس ترك در قرن هفدهم - يعنى حاجى خليفه ، دانشور بزرگ و مورّخ ادب و جغرافيا ، و پس از وى اوليا چلبى جهانگرد - مسير قديم و نو را آشكارا در هم آميختند . نام حاجى خليفه مكرّر و بتقريب در همهء صفحات كتاب هست . به سبب اهميت اثر كتابشناسى مفصّل او ، كه مشهور آفاق است و محقّقان ادبيّات عربى و تا حدّى فارسى و تركى از آن بىنياز نتوانند بود ، مىبايد به او توجّه مضاعف داشت زيرا وى هم جغرافى شناس ترك بوده و هم نويسندهء عربى كه بعضى مؤلّفات خود را به اين زبان تأليف كرده است . دربارهء جغرافىشناس بودن وى مبالغه نبايد كرد چون محقّقى مبتكر مانند بعضى از كسانى كه نامشان