ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
473
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
نظر ما مهم مىنمايد توضيح رابطهء نوشتههاى تركى با نوشتههاى جغرافيايى عربى و تعيين نمونههاى پر رونق آن است . تشنر از اين مسائل چيزى گفته و ما نيز احيانا دربارهء آن سخن آوردهايم . در اين فصل نيز به اختصار مهمترين نكات مربوط به اين نوشتهها را توضيح خواهيم داد . در فصل پيش ، از رونق جغرافيايى دريانوردى تركان در نيمه دوّم قرن شانزدهم سخن كرديم ، ولى بايد توجّه داشت كه پيش از آن دوران نوشتههاى جغرافيايى به طور كلّى سر و صورتى گرفته بود و مىتوان آن را به جنبش تاريخى « احياى علوم كلاسيك » ارتباط داد ، كه فرهنگ عربى براى تركان عثمانى همان نقش را داشت كه فرهنگ يونانى نسبت به اروپاى لاتين داشته بود ، و بيش از هر چيز به آثار جغرافيايى عربى توجّه كردند و آنها را به تركى برگرداندند . توجّه تركان به منابع جغرافيايى عربى ، در نيمهء دوّم قرن پانزدهم و دوران سلطان محمّد فاتح 1451 - 1481 / 855 - 886 ه . آغاز يافت و در همان روزگار جغرافياى بطلميوس دوبار به تركى ترجمه شد . به احتمال قوى زبان تركى هنوز تمرينات كافى نداشت ، از اين رو به روش مكتب قديم كه در قرنهاى هشتم و نهم نيز رايج بود ، كتاب به زبان عربى ترجمه شد . از چاپ عكسى محقّق مصرى ، امير يوسف كمال ( 1929 ) كه خبرهء جغرافيايى تاريخى است ، 3 انديشهاى دربارهء يكى از اين ترجمهها مىتوان داشت . مكتب كلاسيك جغرافيايى عرب ، متعلق به قرن دهم ، نيز به همين اندازه مورد توجّه بود و به دوران محمّد سوّم و پايان قرن شانزدهم شريف افندى كتاب اصطخرى را به تركى ترجمه كرد 4 و تقريبا در همان زمان على چلبى مورّخ ، كه در اين فصل از او سخن خواهيم داشت ، ترجمهء مختصر و دستكارى شدهاى از متن فارسى صور الأقاليم اصطخرى را در كتاب كنه الأخبار خود آورد . 5 جنبش مذكور در زمينهء جغرافياى رياضى و نجومى با فعاليّت يكى از دانشوران نيمهء دوّم قرن پانزدهم / نهم ه . ، يعنى على قوشچى ( متوفّى به سال 1474 / 879 ه . ) ، ارتباط دارد كه وى را به عنوان يكى از دستياران الغ بيگ در رصد خانهء سمرقند شناختهايم . او پس از مرگ ولى نعمت خويش به سرزمين عثمانى پناه برد . رسالهء جغرافياى رياضى و نجومى او در ميان همهء مؤلّفات مشابه رواج فوق العاده يافت و بيشتر از يك بار به تركى ترجمه شد و چنان كه ديديم يكى از اين ترجمهها از سيدى على ريس معروف بود و سى سال بعد ترجمهء دوّم به وسيلهء ملا پرويز ( متوفّى به سال 1579 / 987 ه . ) انجام گرفت . 6 از اينجا معلوم مىشود كه علاقه و توجّه منحصر به جغرافياى كلاسيك نبود ، بلكه به نمونههاى مختلف جغرافياى معاصر نيز توجّه مىشد . به دوران سلطان مراد سوّم ، در حدود سال 1582 / 906 ه . چنان كه گفتيم گزارش فارسى چين ، تأليف على اكبر ، ترجمه شد 7 و نيز در قرن پانزدهم گزارش جغرافيايى مصر ، اثر ابن جيعان ، كه رنگ تخصّصى داشت از روى متن مورّخ به سال 1375 / 777 ه . به تركى برگردانده شد . در پيش گفتهايم كه اين