ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

456

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

بر رهنامه‌هاى دريايى پدر و پدربزرگش و نيز بر اطّلاعات دريانوردانى تكيه دارد كه به دورانهاى سابق مىزيسته‌اند و او همه را براى دريانوردان قرن پانزدهم تصحيح كرده و بر آن افزوده است . اين مؤلّفات به نسبت زياد جامع همه معلوماتى است كه به دسترس دريانوردان اقيانوس هند و از جمله عربان و زنگان و هندوان غربى و شوليان و اندونزيان و حتّى چينيان بوده است . بنا بر اين معتبرترين مرجع تاريخ دريانوردى و بازرگانى درياهاى جنوبى به دوران پيش از فتح پرتغاليهاست . 123 مسلّم است كه همهء مطالب ابن ماجد و سليمان مهرى از مكتب شرقى است و هيچ گونه اثرى از نفوذ پرتغالى ندارد ، در صورتى كه فعاليّت دريانوردى دومى به دوران تسلّط پرتغاليها بوده است . به عكس ، نفوذ عربى بر پرتغاليها - كه از هنگام دور زدن دماغهء اميدنيك با تجربهء دريانوردى عرب آشنا شدند - كاملا آشكار است ، و نفوذ عربى در قديمترين آثار مدوّن آنها در زمينهء دريانوردى آشكار است . به علاوه ، پاره‌اى اصطلاحات فنّى پرتغالى ترجمهء كلمات عربى است . 124 اگر نفوذ نوشته‌هاى جغرافيايى و دريايى غرب بر مردم مغرب زمين در قرن پانزدهم و شانزدهم چنين آشكار است ، طبعا نفوذ آن بر مشرقيان دامنه‌دارتر و عميقتر بوده است ، و اين قضيّه را در نوشته‌هاى تركى دربارهء جغرافياى دريانوردى ، كه در قرن شانزدهم به نسبت زياد با استفاده از مؤلّفات عربى مورد بحث رونق و رواجى يافت ، دنبال مىتوان كرد . از پيش گفتيم كه نام ابن ماجد و سليمان مهرى در قرن نوزدهم به وسيلهء كتاب دريانورد و شاعر و نويسندهء ترك ، سيد على ريس ، به محافل علمى اروپا راه يافت ، زيرا كتاب اقيانوس نگارى او ، اگر اين تعبير درست باشد ، به نسبت فراوان بر آثار دو مؤلّف مغرب تكيه داشت ، تا آنجا كه اكنون ديگر نمىتوان با كسانى كه كتاب وى را اصيل مىدانند هماهنگى كرد . ما دام كه اين آثار در قلمرو فراموشى بود ، كتاب سيدى على مورد اعجاب و علاقه بود ، ولى همين كه متون مذكور به دست آمد وضع كاملا تغيير يافت ، زيرا معلوم شد احترامى كه نسبت بدان معمول مىشد مىبايد دربارهء منابع عربى منظور شود . بنا بر اين اهميت كتاب سيدى على كمتر شد و به عنوان روايتگر در مقام مناسب خود جا گرفت ؛ و خواهيم ديد كه اين قضاوت اخير مورد قوبل همگان نيست . سيدى على بن حسين ، بجز مقام « ريس » يا « قبودان » ، لقب « چلبى » و عنوان « كاتب رومى » يا « كاتبى » يا « رومى » نيز داشت 125 و در اشعار خويش كه در ادب عثمانى شهرتى داشت چنين تخلّص مىكرد . ترجمهء يك رسالهء نجوم نيز به دو منتسب است كه به سال 1549 / 956 ه . در حلب انجام شده و تأليف يكى از دستياران الغ بيگ ، علامه على قوشچى ، است كه او را نيك مىشناسيم ، وى در نيمهء دوّم زندگى علمى خود در انتشار علوم دقيقه ميان تركان عثمانى نقشى