ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
30
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
داشت . در اين قسمت از قصيده كه به عنوان « نسيب » معروف است ، غالبا بيشتر از يكى دو مكان جغرافيايى نام برده شده و در بيشتر موارد تعيين محلّ آن ميسّر است . لبيد كه [ حضرت ] محمّد [ ص ] را در حالى كه خود پيرى فرتوت بود درك كرد ، در يكى از قصايد خويش مكانهاى اطراف مدينه را ياد كرده گويد : 19 هند را در كوههاى « اغرّ » تا « احد » نشانههايى است كه گويى خالهاست و در « وقف » و « سلّى » و اطراف « ضلفع » گاهى بهار كند و گاه مقيم باشد و از هر دو وادى بگذرد و در « زنانير » و « تدوم » مسكن گيرد . هم او در جاى ديگر توصيفى جالب از مسير كاروان به سوى خليج فارس آورده گويد : 20 از « فلج » و « حزن » ، عبور كردند و شبانگاه از تپههاى ريگ « عالج » گذشتند و پيش از آن از « شقايق » و « دهناء » و « صلب الصّمان » و « خشب » گذشته بودند . بدين سان در آغاز يك قصيده نام تعدادى از مكانها را مىبينيم ؛ و مهم نيست اگر مكانها گمنام است ، كه اين مورد استثنايى نيست بلكه قاعدهء جارى است . عبيد بن ابرص ، كه او نيز از شاعران قرن ششم [ ميلادى ] است ، مكانهايى را كه يكى از اميران غسّانى قبيلهء او را در آنها شكست داده ، ياد مىكند و گويد : 21 « ملحوب » و « قطبيّات » و « ذنوب » و « راكس » و « ثعيلبات » و « ذات فرقين » و « قليب » و « غردة » و « قفاحبر » از كسان خالى شد ، و كس در آنجا مقيم نيست . و حسّان بن ثابت كه سپس شاعر [ حضرت ] محمّد [ ص ] شد ، ضمن ابياتى بعضى از مكانها را كه در آنجا در ضيافت آل جفنه اوقاتى خوش گذرانيده ياد مىكند و گويد : 22 جايگاه « معان » كه ميان « يرموك » و « خمّان » خالى مانده از كيست ، و قرارگاههاى « بلاس » و « داريّا » و « سكّاء » و قصرهاى نزديك و منازل پشت « جاسم » و درّههاى خالى كه جايگاه قبايل و اسبان بود از آن كه ؟ شعر جاهلى مايهاى بىحساب از اين گونه براى ما نگاه داشته و به قرن نهم / سوم ه . وقتى دانشوران مسلمان تتبع آثار اسلاف يعنى اعراب جاهليت را آغاز كردند ، اين گونه مايهها اساسى بود كه رسائل مكرر و تقريبا بىشمار ، از نوع كتاب مياه و جبال بلاد جزيرة العرب 23 و كتاب اسماء جبال تهامة و مكانها ، 24 بر آن استوار شد . البته اين رسائل