ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
354
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
معرّب نام اروپايى او يعنى يوحنا لئون ( شير - اسد ) ايبيرى يا آفريقايى است . 74 ظاهرا به غرناطه تولّد يافت و اين كمى پيش از سال 492 ه . بود كه شهر به دست مسيحيان افتاد . پس از سقوط غرناطه خانوادهء او نيز چون بسيارى از خاندانهاى مسلمان به مراكش رفت و مؤلّف ما در شهر فاس رشد يافت و به همين جهت فاسى ناميده شد و از سال 1511 با عموى خود در يك سفر سياسى همراه بود و از راه دره به تمبوكتو رفت . 75 مسلّم است كه وى تعليم نكو يافته بود و در فنون انشاى ديوانى دست داشت و دست كم سه بار در جنوب مراكش از طرف خاندان بنى وطّاس ، 76 كه حكومت فاس داشت ، به سفارتهاى مهم رفته بود . اين خاندان آخرين تيرهء خاندان بنى مرين است كه به تشويق فرهنگ و رونق تمدّن مغرب اقصى اشتهار دارند و گزارش دقيق و مفصّل شهر فاس به قلم لئوى آفريقايى مربوط به دوران آنهاست كه بايد آن را دوران انتقال تاريخ مراكش از قرون وسطا به عصر جديد به شمار آورد . 77 لئو بعدها نيز براى شريف محمّد وظايفى نظير اين انجام داد . 78 وى در اثناى سفرهاى مكرّر ، داخل و شمال افريقا را نيك شناخته بود . 79 هنوز انگيزههايى كه وى را به سال 1515 / 921 ه . به ترك مراكش و سفر در اقطار جهان واداشت ، چون ديگر مسائل مربوط به سرگذشت او ، روشن نيست . 80 شايد انگيزهء اصلى وى حجّ بود و يا انگيزههاى ديگر داشته است . به هر حال بايد گفت كه تعداد مناطقى كه ديده بىسابقه بوده است ، زيرا چنان كه گويد به مصر ، بلاد عرب ، ايران ، شام ، و ارمنستان سفر كرده و بلاد تاتار را ، كه ظاهرا منطقهء تبريز را از آن منظور دارد ، ديده است . به سال 1517 / 923 ه . در مكّه و مصر حضور داشت و اين سال يكى از مراحل قاطع تاريخ اين منطقه بود كه سلطان سليم عثمانى مصر را گشود ، ولى مؤلّف ما خبرى دربارهء آن نمىگويد . 81 وزّان در سفر خود به استانبول نيز رسيد كه در آن موقع مورد توجّه عربان بود كه وطنشان مستقيم يا نا مستقيم قلمرو نفوذ دولت عثمانى شده بود . تعيين تاريخ دقيق مسافرتهاى او ميسّر نيست ، ولى به هر حال سرانجامى غم انگيز داشت زيرا در راه بازگشت نزديك جزيرهء جربه به دست دزدان دريايى جزيرهء سيسيل اسير شد كه در حدود سال 1520 او را به ناپل و از آنجا به رم بردند و با يك زرّافه به پاپ لئوى دهم ( 1513 - 1521 ) هديه كردند . 82 اين پاپ در زندگى عادى خويش نام جووانى دمديچى داشت و پسر لورنتسوى فاخر ، امير فلورانس ، بود . شهرت او تنها به خاطر گرايشش به مكتب روشنفكرانه « انسانى » - كه بزرگترين خردمندان ايتالياى آن روز آن را دريافته بودند - نبود ، بلكه به دليل آگاهيش از « مسئلهء شرق » نيز بود . تا آنجا كه به سال 1515 با فرانسوى اول ، پادشاه فرانسه ، دربارهء يك حملهء صليبى بر ضدّ تركان گفت و گو كرد 83 و به همين جهت كار توجّه به مشرق در ايتاليا چنان بالا گرفته بود كه نمىشد يك دانشمند مغربى نظر پاپ لئوى دهم را جلب نكند . مغربى ناچار شد