ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

353

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

مىدهد كه براى تحقيق و تجديد چاپ كتاب نزهة المشتاق بسيار سودمند است . حميرى از كتاب المسالك و الممالك بكرى نيز به همين مقدار استفاده كرده است . با توجّه به اينكه هنوز آن قسمت از كتاب بكرى كه از اندلس سخن دارد به دست نيامده ارزش قطعات مربوط به اندلس كتاب حميرى به وضع چشمگيرى بيشتر مىشود . منبع سومى كه حميرى بر آن تكيه اساسى داشته رساله‌اى است مجهول المؤلف از قرن دوازدهم / ششم ه . كه آن را نيك مىشناسيم و عنوان كتاب الاستبصار دارد . نكتهء جالب آنكه مطالب تاريخى حميرى در بعضى از موارد ناچيز نيست . لوى پرووانسال معلوم داشته كه روايت وى از جنگ سرنوشت ساز زلاقه كه در پايان قرن يازدهم / پنجم ه . رساترين و بهترين مطلبى است كه در اين باب تدوين كرده‌اند . 69 در موقع خود گفتيم كه اشكال مربوط به سفر ابراهيم بن يعقوب طرطوشى به ديار صقلابيان به كمك حميرى حل شده است . حميرى چون غالب مؤلّفان عرب نويسنده‌اى روايتگر است و روايات بسيارى از مؤلّفان مختلف را نگاه داشته كه اگر او نبود بكلّى از ميان رفته بود . كتاب حميرى بتقريب و تنها در زمينهء مطالب مربوط به مغرب پيش مؤلّفان متأخر اعتبارى بسيار يافت . بجز آنها كه گفتيم و از متن اوّلى كتاب استفاده كرده‌اند به قرن هفدهم / يازدهم ه . نيز مقرّى و به قرن هجدهم / دوازدهم ه . مقديش 70 و حتّى به قرن نوزدهم / سيزدهم ه . ناصرى سلاوى از او نقل كرده‌اند 71 و طبعا اين دليل ارزش مطالبى است كه حميرى فراهم آورده است . نگفته نگذاريم كه لوى پرووانسال ، كه آشنايى دانش با اين اثر از همّت اوست ، قسمت خاصّ اندلس را فراهم آورده با ترجمهء فرانسه و تعليقات عالمانه چاپ كرد و چاپ وى منبعى گرانقدر است كه براى تحقيق دربارهء اندلس از آن بىنياز نتوان بود ، و نسبت به اندلس چنان است كه فرهنگ ياقوت نسبت به همهء جهان اسلام . اگر بتوان حميرى را آخرين مؤلّف يك فرهنگ بزرگ جغرافيايى شمرد ، لئوى آفريقايى معروف كه او نيز مغربى است آخرين مؤلّف بزرگ جغرافياى عربى در قلمرو مغرب به شمار است . اگر قضيّه را فقط از جنبهء ظاهر بنگريم شايد گفت و گو از وى مربوط به موضوع ما نباشد ، زيرا از كتاب اساسى او فقط ترجمه‌هاى اروپايى به جا مانده و اصل عربى آن وجود ندارد ، ولى به احتمال قوى وجود داشته است . كشف اين مؤلّف به وسيلهء هموطنان مغربى او انجام شده و يك مراكشى معاصر در همين اواخر تحقيقى دربارهء او كرده است . 72 سرگذشت زندگى او تا حدّى مانند ادريسى است ، ولى اسم نامأنوسش نشانهء ابهامى است كه دربارهء او وجود دارد . 73 وى در اقطار عربى به نام حسن بن محمّد وزّان زياتى شهره است ولى در مؤلفاتى كه در اروپا به وجود آورده نامش يوحنّا اسد غرناطى است و اين