ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
349
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
و در همهء قرن پانزدهم / نهم ه . و تا اواخر ايّام دولت غرناطه ارتباط با اندلس برقرار بود و جهانگردان مشرق به منظور كنجكاوى يا ، مانند سابق ، به طلب علم - كه هنوز مراكز آن در اندلس رونق داشت - بدانجا مىرفتند . يكى از اين سفرها كه به نيمهء دوّم قرن پانزدهم از مصر به سوى مغرب و اندلس انجام شد ، به وسيلهء عبد الباسط بن خليل ملطى بود . 49 پدر وى ، خليل ظاهرى ، 50 يكى از مردان ادارى دولت مماليك و مؤلّف يك مقدّمهء ادارى و جغرافيايى است كه به موقع از آن سخن خواهيم داشت . اگر چه با توجه به نسبت وى ( ملطى ) مىتوان اصل او را از شام - متولّد 1440 / 844 ه . - دانست 51 ولى در مصر علم آموخته است . از نوجوانى دلبستهء طب بود و چون در آن روزگار هنوز شهرت مغرب از لحاظ طبى به جا بود ، در عنفوان جوانى مصمّم شد براى تكميل اطّلاعات خويش به آنجا سفر كند . به سال 1462 / 866 ه . با يك كشتى جنووايى اسكندريّه را به عنوان تجارت ترك كرد و تونس و طرابلس و تلمسان و وهران را بديد . در دسامبر سال 1465 با يك كشتى جنووايى ديگر به سوى مالقه حركت كرد و از آنجا به بلش ( ولس ) و حمّه و سپس به غرناطه رفت كه از روزگارى دراز تنها قلمرو اسلامى اسپانيا بود . ظاهرا مسير وى از مدّتها پيش از تنها راه وصول به غرناطه بود ، زيرا بيشتر از يك قرن پيش به سال 1352 - 1353 / 752 ه . 52 ابن بطوطه همان راه را پيمود و سى سال بعد از عبد الباسط ، يعنى به سال 1494 - 1495 پس از سقوط غرناطه هيرونيم مونتسر ، جهانگرد آلمانى ، نيز از همان راه رفت و آن را در كتاب سفر اسپانيا وصف كرد . 53 گر چه بازرگانان مسيحى و مسلمان آزادانه از منطقهاى به منطقهء ديگر مىرفتند عبد الباسط به آرزوى خويش كه زيارت قرطبه بود نرسيد ، زيرا در يك كشمكش شخصى زخمدار شد 54 و چون بهبود يافت راه بازگشت پيش گرفت و در فوريهء سال 1466 به وهران و در مه سال 1467 / 871 ه . به مصر رسيد . عبد الباسط عمر دراز يافت و به سال 1514 / 920 ه . ، كمى پيش از فتح مصر به دست عثمانيان ، كه به عنوان يكى از فقيهان معتبر حنفى و طبيب حاذق شهره بود از جهان درگذشت . 55 از جمله مؤلّفات متعدّد او كتاب تاريخ با عنوان الرّوض الباسم فى حوادث العمر و التّراجم ، كه از حوادث سال 1440 / 844 ه . تا زمان مؤلّف سخن مىكند و به سرگذشت مشاهير رجال و بخصوص كسانى كه ملاقاتشان كرده علاقه نشان مىدهد ، 56 از نظر ما اهمّيّت خاص دارد . لوى دلاويداى خاورشناس همين سالهاى اخير دو قسمت اين كتاب را در كتابخانه واتيكان پيدا كرده 57 كه يكى به خطّ خود مؤلّف است و ضمن آن قصّهء بعضى از سفرهاى خويش را با حوادث آن روزگار ياد كرده است . لوى دلاويدا قسمتى از بعضى قطعات مربوط به اندلس را منتشر كرده 58 كه مطالعهء آن نشان مىدهد كه مطالب كتاب كم مايه است و ارزش چندان ندارد و اسلوب آن نيز خشك و بىرونق است . مؤلّف به هنگام