ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
350
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
تأليف مقامى معتبر داشته و ظاهرا از لحاظ فرهنگ بالاتر از متوسّط بوده ، ولى دانشور بزرگى نبوده و در تحليل مسائل سياسى نظر صائب نداشته است . البتّه دقيق و نكته بين امّا خوشباور و سريع التّأثّر است و چون غالب معاصران به چيزهاى عجيب و كمياب علاقه دارد . دربارهء خود به عبارات كلّى بس مىكند . ملاحظات وى بىرونق و بىنور نيست ، امّا كم مايه است و به عمق چيزهايى كه ديده يا شنيده غور نكرده است . غرناطه بيش از هر چيز دمشق را به ياد او مىآورد كه ظاهرا آنجا را خوب مىشناخته است . از مقايسهء اين دو شهر مكرّر سخن مىكند ، امّا چيزى از موارد شباهت آن نمىگويد . با اين همه ، گزارش وى ساده و صادقانه است و چون ترجمان احساسات عربان مشرق در قبال زيبايى طبيعت اندلس و آثار هنرى گرانقدر آن است ارزش بسيار دارد . به عنوان يك مسلمان نيك اعتقاد از اينكه پيشرفت تدريجى كفّار را به طرف جنوب مىبيند و احساس مىكند كه نفوذ عرب در اين سرزمين در كار به سر رسيدن است ، بسيار متأثّر است . 59 نشان اين تأثّر را از خلال مطالب وى خوب مىتوان ديد . امتياز اساسى كتاب سادگى فوق العادهء انشاى آن است . عبد الباسط احيانا به تعبيرات عاميانه مىگرايد و مورّخان مصر آن روزگار بخصوص ابن اياس را به ياد مىآورد . 60 كمى پيش از سفر عبد الباسط به سال 1461 / 866 ه . يك مغربى در شهر جدّه 61 فرهنگى جغرافيايى تأليف كرد كه آن را آخرين حلقه از سلسلهء فرهنگهاى جغرافيايى توان شمرد كه با نام ياقوت به كمال رسيده بود . نام مؤلّف عبد اللّه محمّد بن عبد المنعم حميرى 62 است و كتاب وى با عنوان الرّوض المعطار فى خبر الأقطار در همين اواخر به وسيلهء لوى پرووانسال كشف و چاپ شده است . 63 گر چه نام كتاب و نام مؤلّف به طور قطع مشخّص شده دربارهء آن معمايى هست كه هنوز حل نشده است . تاريخ ختم كتاب ، كه در يكى از نسخههاى خطّى آمده ، با تاريخ وفات مؤلّف كه حاجى خليفه به سال 1494 / 900 ه . دانسته منطبق است 64 ولى حاجى خليفه بجز اين كتاب كتاب ديگرى را با همين عنوان و تقريبا با نام همين مؤلّف ياد مىكند امّا از تاريخ آن چيزى نمىگويد . چيزى كه ابهام قضيّه را مىافزايد اينكه مؤلّفان قرن چهاردهم و پانزدهم / هشتم و نهم ه . چون قلقشندى و مقريزى ، از كتابى به همين عنوان ياد كردهاند و قسمتهايى كه از آن آوردهاند با مواردى از نسخهء خطّى لوى پرووانسال تطبيق مىكند . با توجّه به اينكه خاندان حميرى در طى قرون دراز در شهر سبته نفوذ فراوان داشته و نام عبد المنعم از نامهاى مورد علاقهء آن بوده است 65 لوى پرووانسال به اين فرض گراييده كه دو متن از فرهنگ وجود داشته كه از لحاظ زمانى يكى پس از ديگرى بوده و دو مؤلّف از يك خاندان بودهاند كه نامشان نيز يكى بوده است . از اين دو متن يكى مربوط به پايان قرن پانزدهم / نهم ه . است و از مقايسهء قطعات باقيماندهء آن معلوم توان داشت كه ، بدون تغييرى قابل ملاحظه ، متن ديگرى را كه به احتمال