ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

340

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

حدود آن برون باشد ممتنع دانيم و قل ربّ زدنى علما و أنت أرحم الرّاحمين و خداى قدّوس و الا بهتر داند . 119 چنان كه مىبينيم كه دو دانشور ، يكى ابن خلدون به قرن چهاردهم / هشتم ه . و ديگرى ياماموتو به قرن بيستم ، به اين نتيجه رسيده‌اند كه روايت ابن بطوطه را به دستاويز مخالفت با واقع انكار نمىتوان كرد ، دانش نوين اروپايى نيز دربارهء ابن بطوطه به همين روش گراييده است . وضع ابن بطوطه در تاريخ نوشته‌هاى جغرافيايى كاملا روشن است . وى جغرافى شناس روايتگر يا مؤلّف فرهنگنامه يا اهل ادب نبود ، بلكه شخصى كاملا عادى بود كه هيچ گونه موهبت خاصّى نداشت و در روايات او افكار عميق و نكات دقيق نيست و غالبا خياليترين روايتها را باور مىكند ، با اين همه ، او كسى است كه بسيار ديده و مىدانسته كه ديده‌هاى خود را چگونه ساده و دقيق بيان كند . 120 تقدير بر خلاف اراده‌اش - اگر اين تعبير درست باشد - او را جغرافى شناس كرد و از او يك نمونهء كم نظير ساخت . جهانگردى كه سفر را دوست داشت و ، به انگيزهء احساسى مقاومت‌ناپذير و شوقى نيرومند براى شناختن اقطار و ملل ، مناطق دور دست جهان را طى مىكرد . وى مانند بيشتر جغرافى شناسان عرب مطالب خود را از صفحات كتابها فراهم نمىكرد بلكه از راه تجربهء شخصى و گفت و گو با كسانى كه ضمن سفرها به آنان بر مىخورد به دست مىآورد . به انسانها بيشتر از محلهاى جغرافيايى توجّه داشت و طبعا در انديشهء بحث و تجربه در عرصهء جغرافيا نبود و شايد به همين جهت كتاب وى به عنوان گزارشى از جامعهء اسلامى و شرقى قرن چهاردهم نمونه‌اى منحصر به فرد است و در واقع گنجينه‌اى است كه نه تنها در زمينهء جغرافياى تاريخى يا تاريخ بلكه از همهء تمدّن آن روزگار مطالب پرمايه دارد و فهرستى از همهء پديده‌هاى اجتماعى ، حتّى چيزهائى كه معمولا مورّخان از آن مىگذرند ، به دست مىدهد و رسوم دربارهاى بيگانه و لباس ، آداب ، حرفه ، و اقسام غذاهاى اقوام مختلف را از مقابل ما مىگذراند . در واقع يك كتاب نظرى خشك نيست ، بلكه سرشار از شور و انسانيّت است و مؤلّف در هر مناسبت از ابراز ملاحظه و توضيح دريغ نكرده است . كتاب وى وثيقهء ممتاز يك تجربهء فردى نيست ، بلكه نمونهء صادق افكار و تصوّرات يك شهروند مسلمان قرن چهاردهم / هشتم ه . است . 121 چون نثر هنرى بر نوشته‌هاى عربى نفوذ داشت ، عجب نيست اگر كتاب ابن بطوطه در قرون بعد رواج كافى نيافت و رفتار دانشوران سختگير نسبت به آن محتاطانه بود ، زيرا آن را مجموعه‌اى از قصّه‌ها و افسانه‌هاى عاميّانه مىدانستند و تا آنجا كه مىدانيم هيچ يك از مؤلّفان متأخّر بدان اشاره‌اى نكرده فقط شخصى به نام بيلونى به قرن هفدهم / يازدهم ه . خلاصه‌اى از