ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

337

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

كه به واسطه با متن اصلى ابن بطوطه آشنا شدند ، چون كوزگارتن ولى ، از درستى روايت وى اطمينان كامل يافتند . پس از آن ، دوران ترديد بود كه با نقد مبالغه آميز يول از ابن بطوطه به اوج رسيد و اخيرا در قرن بيستم طرفداران ارزش كتاب ( به پيشگامى مژيك و گيب ) بتدريج فزونتر مىشوند . اكنون اين نظر متّبع است كه ابن بطوطه دوران و محيط خويش را با توجّه به اوضاع رايج آن روز با دقّت و صميميّت نشان داده است . البتّه ابن بطوطه مسلمانى معتقد از مردم قرن چهاردهم / هشتم ه . است ، ولى به اعتقادات عامّه بيشتر از عقايد رسمى ، يعنى عقايد رايج در مغرب ، توجّه دارد و مطلقا به مسائلى كه به روزگار ما اهمّيّت دارد توجّه نداشته است . از نظر وى مسائل مربوط به عبادت و اولياء و درويشان بسيار مهم است ، كراماتى را كه شنيده يا ديده درست مىپندارد ؛ كه شايد بتوان آن را بر اساس خود فريبى يا نفوذپذيرى جمعى ، كه خود وى در هندوستان شاهد آن بود ، توضيح كرد يا نتيجهء گزافه‌هاى معمولى و هميشگى جهانگردان شمرد . با در نظر گرفتن اين نكات به طور كلّى روايت او در خور اعتماد است ، يا دست كم آنچه را كه درست مىپنداشته روايت كرده است . اشتباهات او كم نيست و نبايد فراموش كرد كه وى زبان همهء مناطق سفر خود را نمىدانسته است ، بجز عربى ، كمى فارسى ، و شايد تركى . ولى آشنايى او با زبانهاى هند منحصر به كلماتى معدود بوده كه مىبايست گاه و بىگاه تكرار مىكرد ، ولى در غالب موارد موفّق نبوده است . در بعضى از مواقع براى ارتباط با مردم بومى از گونه‌اى مترجم استفاده مىكرده است ، و البتّه نتايج اين كار پوشيده نيست ، زيرا غالبا در ذكر نام بلاد بيگانه خطا مىكند و بعيد نيست كه ترتيب آن آشفته باشد . به علاوه ، ترتيب زمانى سفرنامه نامنظّم است و ظاهرا محرّر تاريخها را درهم و بى مأخذ آورده است ؛ و اين گونه خطاها به مطالب تاريخى نيز راه يافته است . به همين ملاحظات بايد به ياد داشته باشيم كه ابن بطوطه روايتگرى دانشور نبوده ، بلكه مطلقا بر حافظهء خويش تكيه داشته و البتّه ، چون همهء نمايندگان فرهنگ عربى در آن روزگار ، از حافظه‌اى ممتاز بهره‌ور بوده است . به هر حال بايد بگوييم كه تعداد اشتباهات در تاريخها و مكانهاى جغرافى ، به نسبت حوادث فراوانى كه نقل مىكند ، زياد نيست . 102 حمله‌هاى انتقادى مخصوصا به قسمتهاى معيّنى از سفرنامهء وى چون توصيف قسطنطنيه و حكايات دربارهء چين متوجّه شده است . در موارد اوّل آشفتگى تاريخها تا اندازه‌اى مطالب او را در هم كرده ، با وجود اين ، در ساليان اخير گفته‌اند كه گزارش وى از خود شهر درست است ، و بايد آن را نتيجهء مشاهده دانست ، بخصوص كه در اين مورد نيز چون هميشه دقّت ملاحظه‌اى فوق العاده دارد . 103 قصّهء ديدار وى از چين هنوز پيچيده است و به گفتهء مژيك براى حلّ نهايى پخته نشده 104 و مىبايد آن را معوّق گذاشت . 105 اكنون همهء نظرها بدين جهت مىگرايد كه ابن بطوطه