ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
321
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
ميلادى ) دو تن از خاندان محبّى شام ، كه به اشتغال به دانش شهرهاند ، پس از تنقيح و تكميل كتاب ، عنوان تثقيف التعريف بالمصطلح الشريف بدان دادهاند . 41 و نسخهاى از آن در موسّسهء مطالعات شرقى موجود است . از اين جهت خاورشناسان روس با آن آشنايى دارند و تيزنهاوزن نظرها را به اهميت آن از لحاظ تاريخ « اردوى زرّين » ( دشت قپچاق ) جلب كرده است . 42 حجم فرهنگنامهء عمرى به اندازهء فرهنگنامهء نويرى است و نسخههاى خطّى اجزاى بيست و هفتگانهء آن در كتابخانههاى مختلف پراكنده است . به نظر احمد زكى پاشا ، كه با كوشش شخصى يك نسخهء كامل فرهنگنامه را در قاهره فراهم آورده ، اثر عمرى سى و دو جزء بوده است . نسخهء احمد زكى كه از نسخههاى خطّى استانبول بنياد گرفته ، شانزده جزء مضاعف است كه در كل نه هزار و هشتصد و هشتاد و يك صفحهء خطّى است . با وجود حجم بزرگ ، موضوع آن از دايرة المعارف نويرى محدودتر است ، زيرا مطالب آن منحصر به تاريخ و جغرافياست و اين نكته از عنوان آن مسالك الأبصار في ممالك الأمصار نيز كه تا حدّى يك روش جغرافيايى قديم عربى را به ياد مىآورد آشكار است . گاهى كتاب عنوان كوتاه اخبار الملوك دارد كه دقيق نيست . كتاب دو قسمت است يكى خاصّ زمين و ديگرى مردم زمين و اقوام مختلف ؛ قسمت اوّل نيز به نوبهء خود دو بخش است كه عمرى كلمهء بىسابقهء « نوع » را براى آن به كار برده و شايد آن را در مقابل « فن » نويرى آورده است . نوع اوّل عنوان كوتاه « فى ذكر المسالك » دارد و شايد اين عنوان را به معنى وسيع آن گرفته تا شامل جغرافياى عمومى نيز تواند بود . باب اوّل از ابعاد و اوضاع زمين ، و دوّم از اقاليم هفتگانه سخن دارد با دنبالهاى جالب به عنوان « ممالك صليب پرستان » كه از آن سخن خواهيم داشت . باب سوّم دربارهء درياها و مسائل متعلّق به آن است و ضمن آن از قنباص ( معرّب كومپاس ) ، يعنى قطب نما ، سخن مىرود . باب چهارم از قبله و نشانههاى آن بحث مىكند و باب پنجم از راهها . اين از نوع اوّل ؛ نوع دوم نيز عنوان كوتاه « فى ذكر الممالك » دارد و به پانزده باب تقسيم مىشود ، به ترتيب از مشرق به طرف مغرب از اين دولتها و سرزمينها سخن دارد : هند و سند ، ممالك خاندان چنگيزخان ، گيل و گيلان ، جبال ، تركان روم ( آسياى صغير ) مصر با شام و حجاز ، يمن ، مسلمانان حبشه ، سودان ، مملكت ملىّ ، جبال بربر ، افريقا ، مملكت برّ العدوة ( مراكش ) ، اندلس ، عرب ، بدويان معاصر و سرزمينشان . و قسمت دوم كتاب كه از مردم زمين و قبايل اقوام سخن دارد پنج نوع است : نوع اوّل كه ظاهرا يك مرحلهء انتقالى است شامل مفاخرهاى است ميان شرق و غرب كه با طبيعت و حيوان و طوايف علماء نيز تماس دارد و تا اندازهاى روش قديم « فضايل » يعنى امتيازات بلاد و چيزهاى مختلف را به ياد مىآورد ، كه البته آن را مختصر و در قالب ادبى