ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
289
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
قسمتى از آن هيچ ارتباطى با قصّهء سفر ندارد . 85 و نيز سفرنامه را با قصيدهاى دراز در وصف راه به سر مىبرد . بعضيها بناحق عبدرى را با ابن بطوطه مانند كردهاند 86 زيرا در روايت ابن بطوطه شرح سفر به مقام اوّل است ، ولى عبدرى به قالب ادبى توجّه بسيار دارد . بايد بگوييم كه عبدرى را كم مىشناسيم و هنوز كتاب او چاپ نشده است . 87 براى آنكه انديشهاى از سرعت تكامل علم داشته باشيم يادآورى مىكنيم كه گلهء شربونو ، كه به سال 1845 از غفلت خوانندهء اروپايى نسبت به عبدرى مطرح شده بود ، فقط به سال 1940 در نتيجهء تحقيق هونرباخ از ميان برخاست . 88 اين احتمال هست كه محمد عبدرى كه لقب ابن الحاج داشته ، پسر همين جهانگرد ما بوده باشد . وى متولّد فاس بود ولى به قاهره درگذشت . او به عنوان فقيه شهره شد 89 امّا جالب است كه كتاب اساسى او دربارهء بدعتهاى مختلف ، مطالبى فراوان دربارهء جغرافيا و نژاد شناسى دارد و در همان كتاب مايههاى بسيار هست كه بنياد يك تحقيق بسيار جالب به عنوان اصطلاحات و فن آسيابداران و نانوايان قرون وسطاى اسلامى شده است . 90 سفرنامهء عبدرى در نوع خود منحصر به فرد نبود . مغربى ديگرى به نام ابو عمرو عبد الله بن رشيد نشريسى سفرى دراز داشت كه در سالهاى 1274 - 1300 / 673 - 700 ه . طول كشيد و از غرناطه شروع كرد و در اثناى آن شمال افريقا ، مصر ، و شام را بديد و گزارش آن را در اجزاى پنجگانهء سفرنامهء خود آورد . 91 سرگذشت عالمان مقيم جاهايى كه ديده و توصيف كتابخانهها و مؤسّسات مختلف علمى به نظر او بيشتر از همه چيز اهمّيّت دارد . براى آنكه انديشهاى از حجم كتاب وى به دست داده باشيم گوييم كه جزو سوم آنكه در كتابخانهء اسكوريال هست همه از دانشوران اسكندريّه و قاهره ما بين سال 1286 - 1300 / 587 - 700 ه . يعنى دوران اقامت مؤلّف در مصر سخن دارد . 92 مسلّم است كه اين گونه سفرهاى علمى همه در يك مسير ، يعنى از غرب به شرق ، نبوده بلكه در مسير مخالف آن نيز بوده است . در كتابخانهء برلن نسخهء خطى يك سفرنامه هست كه تأليف آن در حلّه بر ساحل فرات به سال 1299 / 699 ه . انجام گرفته و مؤلّف آن فضل بن يحيى طيّبى نام دارد كه او را نمىشناسيم . 93 در اين كتاب از سفرنامهء شخصى ديگر به نام عيسى مازندرانى سخن مىرود كه با استاد خود ، على اندلسى ، همسفر بوده و از دمشق بيرون آمدهاند و در راه اندلس و ديار بربر از مصر گذشتهاند . ضمن مطالب ديگر از جزيرهاى به نام « جزيرهء رافضه » سخن هست كه به پندار بروكلمان محتملا همان جزيره جربه است . و در جاى ديگر به غلبهء خيال بر واقع گويد كه در جزاير سبز ( جزاير آسور ) در درياى سفيد [ اقيانوس اطلس ] هشت روز با شخصى به نام شمس الدّين محمّد عالم كه به علم قرآن شهره بود به گفت و گوى