ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

261

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

ابو الفدا آن را شناخت ، و اين آخرى تقريبا تا نيمهء قرن نهم نفوذ خود را حفظ كرده بود . البتّه نام ياقوت گاه و بىگاه از طرف دانشوران مكتب خاورشناسى هلند همچون گوليوس در چاپ فرغانى ( 1669 ) يا گرونوويوس در ضمن تحقيق از « پيدايش و تكامل و فايدهء جغرافيا » ياد مىشد . 3 كوهلر نيز كه قسمت شام جغرافياى ابن الوردى را چاپ كرده است ( 1776 ) او را مىشناخت ، 4 ولى توجه به كتاب ياقوت فقط به قرن نهم و هنگامى آغاز شد كه بتدريج نسخه‌هاى آن به اروپا راه يافت . دو تن از دانشوران شمال يعنى راسموسن ( 1814 ) و فرن ( 1824 ) نخستين كسانى بودند كه قطعهء معروف ابن فضلان را از معجم البلدان نقل كردند . فرن اوّل كسى بود كه دربارهء ياقوت چيز نوشت و او را معرفى كرد و ، چنان كه روزن نشان داده ، تحقيق وى تا آغاز قرن بيستم ارزش خود را حفظ كرده بود . پيش از روزن ، باربيه دو منار خواسته بود ستايش فرن را از شخصيّت علمى ياقوت سست وانمايد ، 5 اما گامهاى بعدى در تحقيق اين موضوع خطاى او را نمودار كرد . شايد وضع ترديد آميز وى از آنجا بود كه متن كامل ياقوت تا سال 1860 به دسترس نبود . روزگار ، صحّت نظر فرن و نيز نظر سنكوفسكى را تأييد كرد . اين آخرى 6 وقتى ترجمهء روايت ياقوت را دربارهء تفليس منتشر كرد ( 1838 ) 7 دربارهء او گفت : « نويسندهء دقيق كوشايى است كه حفظ آثارى گرانقدر از تاريخ و جغرافياى قرون وسطا را به او مديونيم 8 و در كار تحقيق اوضاع جغرافيايى و نژاد شناسى و سياسى دوران خويش غيرت و شور فراوان به كار برده است » . 9 انتشار همهء كتاب به دوران فرن بسيار دشوار بود ، زيرا نه فقط معايب سه نسخه شناخته شدهء آن زمان در كپنهاك و برلن و پاريس ، بلكه حجم قطور كتاب نيز مانع اين كار بود و تقريبا نيم قرن گذشت و كسى در انديشهء آن نبود ، ولى در اين مدت نسخه‌هاى ديگر كتاب كه در پاريس و برلن و لندن به دست آمد مطالعه شد ، و نيز دو كتاب ديگر از ياقوت كه از فرهنگنامه [ معجم البلدان ] كم حجم‌تر بود به چاپ رسيد . 10 چاپ اين دو كتاب كوچك كه در حقيقت به منزلهء مدخل فرهنگنامه است انديشهء چاپ خود آن را به وجود آورد . 11 چاپ كتاب كه در شش جلد و از سال 1866 تا 1873 انجام گرفت يكى از خدمات بزرگ و شايد بزرگترين خدمت و وستنفلد نسبت به دانش اسلام‌شناسى بود . اين چاپ اگر چه نسبت به احتياجات آن زمان عالى بود ، همهء نيازمنديهاى علمى روزگار ما را به عنوان يك متن انتقادى برنمىآورد ، ولى به هر حال اظهار نظرها و فرضيّات فليشر ، نقّاد دوران خود ، كه در جلد پنجم فرهنگنامه چاپ شده ارزش آن را كم نمىكند . و نيز فهرستهايى كه جلد ششم را بدان اختصاص داده‌اند اهميت فراوان دارد . و وستنفلد از كوشش فوق العاده براى تحقيق نام شخصيّتهايى كه ياقوت آورده و مستلزم مراجعه به تعدادى بىشمار از منابع ادبى بود ، باز نماند .