ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
253
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
دانشوران متوجّه « علم رجال » يعنى شناخت راويان حديث بوده است . ياقوت مختصر ديگرى از كتاب اسكندرى را مىشناخت كه به وسيلهء ابو بكر محمد بن موسى خازمى ( متوفّى به سال 1188 / 584 ه . ) ، 50 كه او نيز از راويان حديث بود 51 و طبعا روش آنها را داشت ، فراهم شده بود . ياقوت نخست از كتاب خازمى ستايش كرد ، ولى همين كه نسخهء كتاب ابو موسى را ديد برايش مسلّم شد كه خازمى « آن را ربوده و به خود بسته است و راويان را نادان پنداشته و آن را روايت كرده است » . 52 كاملا ممكن است كه كتاب ديگر خازمى كه نسخهء خطى آن را استراسبورگ هست به همين كتاب مربوط باشد . در آن نسخه از « مكانهايى كه بعضى راويان بدان منسوبند و مواضعى كه در مغازى رسول اللّه [ ص ] آمده و نامهاى متّفق با معانى مختلف دارد » سخن مىكند . 53 و وستنفلد ، مصحح كتاب ، صحّت نظر ياقوت را تأييد كرد زيرا با كمك رايت در موزهء بريتانيا نسخهء خطى كتاب اسكندرى را پيدا كرده ، با عنوان كتاب الأمكنة و المياه و الجبال و الآثار و نحوها المذكورة فى الأخبار و الأشعار 54 كه نشان از همان گروه تأليفاتى دارد كه آن را نيك مىشناسيم ، و يك فرهنگ جغرافيايى از نوع فرهنگهاى لغت و رجال حديث است كه مخصوصا براى روشن كردن نامهاى « مؤتلف و مختلف » تأليف شده است . كتاب بسيار مفصّل است و طبق شمار و وستنفلد ، شامل دو هزار و نهصد و هشتاد و سه نام است . 55 چون منابع لازم براى مقايسهء كامل به دسترس نيست به زحمت مىتوان گفت كه اين نسخه با كدام يك از سه نسخه مورد استفادهء ياقوت ارتباط دارد ، ولى از مقايسهء آن با متن ياقوت اين نكتهء جالب معلوم مىشود كه ياقوت همهء مطالب رسالهء اسكندرى را در فرهنگنامهء خويش آورده است ، با آنكه قطعات منقول با سه عنوان مختلف گرفته شده ، اما هميشه با نسخهء موزه بريتانيا انطباق دارد 56 و موارد نقل ياقوت از دو هزار مىگذرد . 57 مسير تأليفات جغرافيايى در نيمهء دوم قرن دوازدهم / ششم ه . كه بتفصيل از آن سخن كرديم ، از اين رو به نظر ما مهم است كه از وسعت حيرت انگيز اطّلاعات ياقوت 58 و نيز از فعاليّت فوق العادهء آن روزگار در زمينهء جغرافيا حكايت دارد . نوع قضاوت انسان دربارهء اين مؤلّفات هر چه باشد ، مسلّم است كه مقايسهء آن با آثار معتبر مكتب بلخى و اصطخرى و ابن حوقل درست نيست ، ولى به هر حال نقطهء مشابهتى در ميان هست ، زيرا نمىتوان اين نكته را نديده گرفت كه يكى از اين مؤلّفات ، هر چند ارزش درجهء دوّم دارد ، در مدّت سى سال در سه متن مختلف آمده است ، و چون كتاب يك تأليف عادى است ، نمىتوان قضيّه را يك مورد استثنايى شمرد ، بلكه نشان مىدهد كه فعاليّت علمى اگر چه به ابداع و اصالت متّصف نبوده مستمر بوده است . نوشتههاى جغرافيايى فارسى در قرن دوازدهم / ششم ه . ، بخصوص اهميت دارد .