ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

254

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

مكرّر گفته‌ايم تحوّل اين مسير با جغرافياى عربى رابطهء استوار دارد ، و براى احاطه به موضوع بايد هر دو را با هم مطالعه كرد . در بعضى از دورانها در زبان فارسى آثارى معتبرتر از زبان عربى به وجود آمده است و اگر چه با نوشته‌هاى عربى منبع مشترك داشته نفوذ آن محدود مانده ، زيرا مشكل زبان مانع انتشار آن در قسمت غربى جهان اسلام بوده و به مشرق منحصر شده است . از پيش ديديم كه مؤلّفات نخستين ، در مشرق اصلاحات و تغييرات مكرّر ديد يا بنياد و منبع كتابهاى بعدى شد . در نوشته‌هاى جغرافيايى زبان فارسى نيز نمونه‌هاى تازه و اصيل به وجود نيامده ، بنا بر اين مىتوان همهء آثار قرن دوازدهم / ششم ه . را به همان نمونه‌هاى معروف سابق باز برد . يكى از اين مؤلّفات كتاب ابن حوقل را به ياد مىآورد و از لحاظ وصف بلاد و شهرهاى مختلف ، تا حدّى همانند كتاب الاستبصار است كه در مغرب تأليف شده و در فصل پيش از آن سخن داشته‌ايم ، و آن كتاب فارسنامهء ابن بلخى است كه يكى از كتب معدودى است كه به دوران سلجوقيان فارس به وجود آمده است . 59 از مؤلّف تقريبا چيزى نمىدانيم جز اينكه از نامش پيداست كه خاندان وى به يكى از مراكز فرهنگى قديم انتساب داشته كه بنيانگذار مكتب كلاسيك جغرافياى عرب نيز از آنجا بوده است . وى به دوران يكى از سلجوقيان مستوفى بوده ( و چيزى مانند رئيس حسابدارى ) ، 60 و همو وى را به تأليف اين كتاب كه گزارشى از تاريخ و جغرافياى ولايت فارس ايران است وادار كرده است . تاريخ تاليف را به ده سال اوّل قرن ششم هجرى / دوازدهم ميلادى يعنى ما بين سال 1106 و 1116 مىتوان باز برد . 61 كتاب با يك قسمت تاريخى و مفصّل دربارهء شاهان ايران پيش از اسلام آغاز مىشود . 62 لسترينج كه نخستين بار انظار را متوجّه اين اثر كرد 63 در ارزش مطالب تاريخى آن ترديد دارد ، اما به اعتقاد نيكلسن اين قسمت بىاهمّيّت نيست ، از اين رو كه قديمترين نوشتهء منثور زبان فارسى دربارهء تاريخ آن دوران است . به علاوه ، چنان كه لسترينج پنداشته ، تنها منبع آن ، تاريخ حمزهء اصفهانى نيست بلكه بسيارى منابع ديگر نيز داشته است . 64 قسمت نسبتا مفصّلى دربارهء فتح فارس به دست عربان است ، 65 و به دنبال آن ، قسمت پر ارزش جغرافيايى است كه لسترينج ترجمه‌اى خوب از آن كرده است . 66 مضمون اين قسمت به نسبت زياد با يكى از متون متعدّد ابن حوقل نزديك است . 67 فصل بندى كتاب نيز تابع نمونه‌اى است كه نيك مىشناسيم . پس از گفت و گويى كوتاه از مسائل ادارى ولايت 68 وصف نواحى مختلف 69 و راههاى عمدهء آن را مىآورد ، 70 آنگاه مطالب مختلفى از قبايل مقيم ولايت 71 و به دنبال آن سخن از خراج است . 72 در واقع با دنباله‌اى از مكتب كلاسيك جغرافيايى سر و كار داريم كه فقط گزارش يك ولايت است .