ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
252
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
وى مردى خوشباور يا فريبكار است رد كرد . ياقوت ، نويسندهء جغرافى شناس مطّلع و محتاط ، با آنكه فقط دوبار او را ياد مىكند 43 اما طبق تحقيقات بلاك بتقريب هشتاد بار از مطالب او گرفته كه با دقّت مشخّص شده است . در واقع منقولات ياقوت از هروى خيلى بيش از اين است ، زيرا بلاك فقط دربارهء مطالب مربوط به شام و فلسطين تحقيق كرده است . نظر ياقوت درست است كه از كتاب هروى اطّلاعات مفيد مىتوان درآورد ، و دانش نوين اروپايى دست كم دربارهء قسمتهايى كه مورد تحقيق قرار گرفته - و از جمله مطالب فراوانى كه هروى ضمن وصف فلسطين دربارهء صليبيان آورده و نيز وصف قسطنطنيه و فوران آتشفشان اتنا - اين نكته را تأييد كرده است . 44 جالب آنكه هروى با وجود خوشباورى شخصا براى ديدن آتشفشان اتنا رفت تا پندار يكى از دانشوران محلى را كه گفته بود سمندر را ديده كه در آتش مىجهد و نمىسوزد با چشم خود ببيند ، و توانست معلوم دارد كه سنگهاى سوزان از دهانهء آتشفشان به سوى دريا پرتاب مىشود . 45 مسلّما سمعانى و هروى ، با وجود اختلاف روش ، دو استاد بزرگ ياقوت بودهاند ، يعنى او مطالب بسيار از آنها نقل كرده و چون مؤلّفات اصلى را به دسترس داريم مىتوانيم تا اندازهاى حدود آن را تعيين كنيم . بجز اين دو مؤلّف از قرن دوازدهم / ششم ه . و بخصوص نيمهء دوم آن ، تعدادى مؤلّفان كوچك پيش از ياقوت را مىشناسيم كه در واقع از راه يادآورى وى با آنها آشنا شدهايم . اينان ستارگان درجهء دوم بلكه سوّمند ، اما تعداد بسيارشان نمودار يكى از مشخّصات اين دوران است و نشان مىدهد كه ياقوت كوشيده تا همهء مطالب اسلاف خويش را ، حتى اگر اهمّيّت درجهء اول نداشته ، فراهم آورد . سلسلهء جالب اين مؤلّفان كه خود ياقوت از آنها نام مىبرد به ما كمك مىكند كه در فصل آينده شخصيّت وى را روشن كنيم . ياقوت در مقدّمهء معجم البلدان ضمن فهرست مفصّل منابع خود مىگويد كه از كتاب ابو الفتح نصر بن عبد الرّحمن اسكندرى ( متوفّى به سال 1165 / 560 ه . ) به عنوان فيما اختلف و ائتلف من اسماء البقاع استفاده كرده است ، و اين كتاب جزو رشته مؤلّفات « المختلف و المؤتلف » است كه به قدر كافى با آن آشنايى داريم و بيشتر به ترتيب اسماء اعلام رشتههاى مختلف ، يعنى نه فقط جغرافيا بلكه تاريخ و تاريخ ادب نيز ، پرداخته است . ياقوت از اين كتاب ستايش مىكند و آن را « تأليف مردى منظّم » مىشمارد كه « در فراهم آوردنش عمرى به سر برده و كار خود را نيكو انجام داده است » . 46 با وجود اين ، آشنايى ياقوت با اين كتاب به وسيلهء مختصر ابو موسى محمّد بن عمر اصفهانى ( متوفّى به سال 1185 / 581 ه . ) بوده 47 كه در موردى ديگر از او ياد كردهايم و از راويان مشهور حديث به شمار است ، 48 مهمتر آنكه ذيلى براى كتاب الأنساب ابن قيسرانى فراهم آورده است . 49 از اينجا معلوم مىشود كه همهء توجّه اين گروه از