روميلا تاپار ( مترجم : همايون صنعتى زاده )
38
تاريخ هند ( فارسى )
درست است كه سلاطين هندى اكثر كارمندان ادارى خود را از ميان هندوان استخدام كرده بودند . حتّى واحدهاى هندو در سپاه آنان نيز به خدمت مشغول بودند . امّا اينان هميشه از جمله زيردستانى به شمار مىآمدند كه حق دخالت در سياستگذارىها را نداشتند . سربازان هندى نيز مزدوران جنگى بودند كه گاهى مشغول و زمانى بيكار مىشدند . رژيمهاى گذشته در اصل سپاهى بودند اشغالگر و هنديان و ساكنين محل اگر مطيع و با اقبال بودند مىتوانستند با خدمت كردن به اشغالگران امرار معيشت كنند . روش اكبر اين بود كه با هندوان كنار آمده و معامله كند و قشر مبارز هندوان ، يعنى راجپوتها را ، وسيلهء اين تفاهم و معامله قرار دهد . البته اكثر تودههاى روستائيان هندى غرق در تلاش معاش بودند . اگر از حداقل امنيت برخوردار بوده و كارد به استخوانشان نمىرسيد به پرداخت بهرهء مالكانه راضى بودند . راجپوتها نه تنها در راجستان ، ناحيهاى كه در آن جا استقلال داشتند ، متمركز بودند بلكه به عنوان اميران و مالكين سختكوش در سرتاسر شمال هند پراكنده بودند . همانگونه كه برهمنها در حكم مغز هندوان بودند ، راجپوتها نيز نقش سر نيزهء كيش هندويى را بر عهده داشتند . پس از سقوط دژهاى چيتور و راتهامبور در سال 69 - 1568 ، كه باعث درهم شكستن قدرت مستقل راجپوت شد ، اكبر با آنها به يك رشته تفاهم رسيد . بزرگان راجپوت راضى شدند به خدمت دستگاه شاهنشاهى او درآيند . توافق شد كه در برابر عزت و مناصب بالاى دولتى راجپوتها ، با صميميت و وفادارى ، او را در ادارهء امور يارى دهند . راجپوتها به فرماندهى واحدهاى نظامى و فرمانداران ايالتى منصوب شدند . در زمرهء محارم مورد اطمينان اكبر يا شوراى وزيران او درآمدند . اين گونه بود كه راجهمان سينگه امير جيپور يكى از اعضاى گروه مشاوران و محرمهاى اكبر شد . رائو سورجان هرا مدافع راتهامبور به فرماندارى منصوب شد و از نجباى عالى رتبه به شمار آمد . يك سدهء بعد هم جاى سينگه راجپوت بود كه سيواجى گردنكش را شكست داد و به دربار