روميلا تاپار ( مترجم : همايون صنعتى زاده )
22
تاريخ هند ( فارسى )
يازده سالگى جانشين پدر شد . امّا مورد حملهء شيبانى خان ازبك « 1 » واقع شد . مجبور به فرار گرديد . سالهاى 1494 تا 1513 را در گوشه و كنار فرغانه به سر برد . سعى كرد تا شهر سمرقند را تصرف كند . چون از نسل تيمور بود خود را وارث به حق تمام متصرفات تيمور مىدانست . بنابراين خود را شاهى مىدانست كه به علت شرايط روزگار ناچار از ماجراجويى شده بود . در سال 1504 در يكى از دگرگونىهاى سياسى شمال غربى توانست بر كابل و قندهار تسلط يابد . اندكاندك اين ناحيه را از فراز كوهها با بدخشان متصل ساخت . براى خود سلطاننشينى را دستوپا كرد كه از دست دادن سمرقند ، سرزمين موروثى خود را ، جبران كرده باشد . اين سرزمين تازه به دست بابر افتاده هستهء اوليهء افغانستان امروزى شد . پس از سال 1513 بابر كه اميد پس گرفتن سرزمينهاى شمالى را از دست داده بود نگاهش متوجه هند شد . مانند بازرگانان انگليسى هند شرقى ، براى بابر نيز هند انتخاب دوم براى فعاليت و دستاندازى بود . در حملات خود به هند پىبرد كه تسلط لودىهاى افغانى بر دهلى زيربناى استوار و محكمى ندارد . رفتار سلطان ابراهيم و اقدامات او موجب دلتنگى نجباى افغان شده بود . بابر از اين نارضايىها آگاهى يافت . فرمانرواى افغانى ولايت پنجاب خواستار مداخلهء بابر شد . تجاوز يا خيانتى در كار نبود . تصور همه بر اين بود كه جمعى از سران ناراضى قبايل از رئيس قبيلهء ديگرى خواسته بودند جاى بزرگ و رئيس اسمى آنان را بگيرد . تنها تفاوت اين مورد با ديگر دسيسهها و توطئههاى رايج در آن عصر اين واقعيت بود كه شخصى كه قرار شد جاى رئيس قبلى را بگيرد نابغهء عصر و اعجوبهء دوران بود . نقشهء بابر براى تسلط بر هند با دو حملهاى كه در سالهاى 24 - 1523 و
--> ( 1 ) . Uzbeg Chief Shaibani Khan