فرانتس تشنر ، مقبول احمد ( مترجم : گنجى وآذرنگ )
5
دانش جغرافيايى مسلمانان ( فارسى )
ظاهرى است ، و به سبب گردش زمين به دور محور خود چنين به نظر مىرسد ؛ نسبت آب و خاك سطح زمين نصف به نصف است ؛ خشكيهاى زمين ، كه به لاكپشت تشبيه مىشد ، از همه طرف با آب احاطه شده و شبيه گنبدى است كه مرتفعترين نقطهء آن قلهء مرو « 1 » ( كوهى خيالى ) است و درست زير قطب شمال قرار دارد ؛ نيمكرهء شمالى ، قسمت مسكون زمين را تشكيل مىدهد و چهار حد آن عبارت از جمكوت « 2 » در مشرق ، روم در مغرب ، لنكا « 3 » ( سيلان ) يا كوپولا « 4 » ( قلهء جهان ) ، و سيدپور « 5 » است ، و قسمت مسكون زمين به نه بخش تقسيم مىشود . هنديها طول جغرافيايى را از سيلان اندازهگيرى مىكردند و معتقد بودند كه اين نصفالنهار مبدأ از اوجين « 6 » مىگذرد . مسلمانان ، اين نظر را كه سيلان قلهء جهان است پذيرفتند ، ولى بعدها معتقد شدند كه اوجين قلهء زمين است و اشتباها تصور مىكردند كه هنديها اين نقطه را مبدأ اندازهگيرى طول جغرافيايى قرار دادهاند . نفوذ ايران در متون جغرافيايى مسلمانان شواهد كافى در دست است كه از تأثير ايرانيان بر جغرافيا و نقشهكشى مسلمين حكايت دارد ، ولى واقعيت جريانى كه انتقال دانش ايرانى به مسلمين را نشان مىدهد بتفصيل مورد مطالعه قرار نگرفته است . كرامرز « 7 » بدرستى اشاره مىكند كه در قرن سوم نفوذ يونان بر جغرافياى مسلمانان مسلّم بود ، ولى از اواخر اين قرن نفوذ شرق بيش از غرب ، و بيشتر از سوى ايران بود ، زيرا بيشتر مؤلفان از مردم
--> ( 1 ) . Meru ( 2 ) . Djamaku ? t ( 3 ) . Lanka ? ( 4 ) . Copula ( 5 ) . Sidpu ? r ( 6 ) . Udjdjiayn ( Ujjain ) ( 7 ) . J . H . Kramers