حسين بن احمد البراقي النجفي ( مترجم : سعيد راد رحيمى )

36

تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى )

نكن زيرا اهالى مكه آشكارا به خدا كفر مىورزند . مرد گفت : پس به حرم رسول خدا ( ص ) مدينه مىروم . - فرمود : آنها از اهالى مكه بدترند . گفت : كجا بروم ؟ فرمود : به عراق و شهر كوفه برو زيرا بركت آن تا فاصله دوازده ميل امتداد دارد و . . . و كنار آن قبرى است كه هر گرفتار و اندوهناكى به آن‌جا برود ، خداوند گرفتارى و اندوه او را بر طرف مىكند . در فرحة الغرى و بحار الأنوار با ذكر سند طولانى به نقل از ابن بطائنى از صفوان از ابى اسامه و او از حضرت امام صادق ( ع ) روايت شده كه گفت : از آن حضرت شنيدم كه فرمود كوفه ، باغى از باغهاى بهشت است . قبر حضرت نوح و حضرت ابراهيم و سيصد و هفتاد پيامبر و ششصد وصى و مرقد سيد اوصيا حضرت على ( ع ) در آن است . در تفسير عياشى و بحار الأنوار از مردى روايت شده كه گفت : از امام صادق ( ع ) در بارهء مساجد با فضيلت سؤال كردم ، فرمود : مسجد الحرام و مسجد النبى ( ع ) گفتم : فدايت شوم ! آيا مسجد الأقصى هم جزو اين مساجد است ؟ فرمود اين مسجد در آسمان است كه رسول خدا ( ص ) به آن‌جا سفر كرد . گفتم مردم مىگويند بيت المقدس است . فرمود : مسجد كوفه از آن با فضيلت‌تر است . در امالى و بحار الأنوار به صورت مسند از ابو حمزه ثمالى روايت شده كه گفت : امام زين العابدين ( ع ) فقط به قصد زيارت از مدينه به مسجد كوفه آمد و دو ركعت نماز گزارد . سپس بر مركب خود سوار شده ، به راهش ادامه داد . در بحار الأنوار با ذكر سند از ابو حمزه ثمالى نقل شده كه گفت : روزى در مسجد كنار ركن هفتم نشسته بودم . ناگهان مردى را ديدم كه از طرف باب كنده داخل شد . او از همه مردم زيباتر ، خوشبوتر و جامه‌اش پاكيزه‌تر بود . داراى جبّه و دستارى نبود اما پيراهن و ردايى بر تن و عمامه‌اى بر سر داشت و يك جفت كفش عربى نيز پوشيده بود ؛ كفشهايش را درآورد و كنار ركن هفتم ايستاد ، دو دست خود را تا برابر گوشهايش بالا برد و با تكبير آنها را پايين آورد . با مشاهدهء اين حالات تمام موهاى بدنم راست شد ، چهار ركعت نماز خواند و ركوع و سجودش را به نيكوترين وجه به جا آورد و فرمود : پروردگارا ! اگر عصيان ورزيدم اطاعت نيز كردم . . . تا آن‌جا كه فرمود : اى كريم ، سپس به سجده افتاد ،