حسين بن احمد البراقي النجفي ( مترجم : سعيد راد رحيمى )

37

تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى )

پس از مدّتى از سجده برخاست ، ناگهان به ذهنم خطور كرد كه او مولايم امام زين العابدين على بن حسين ( ع ) است ، بر روى دستهاى مباركش افتادم تا آنها را ببوسم ، دستش را عقب كشيد و مرا به سكوت فرا خواند . گفتم : اى سرور من ! مرا مىشناسيد كه دوستدار شما هستم ، به چه سبب به اين جا آمديد ؟ فرمود : به همان سبب كه ديدى . در كتاب امالى و بحار الأنوار به صورت مسند از ابو حمزه ثمالى روايت شده كه گفت : به مسجد كوفه وارد شدم ، ناگهان با مردى روبرو شدم كه كنار ركن هفتم ايستاده ، نماز مىخواند و ركوع و سجودش را به بهترين وجه به جا مىآورد . جلو رفتم تا او را ببينم ولى او به سجده رفت و شنيدم كه در سجده دعا مىخواند تا اين‌كه نمازش را تمام كرد و از باب كنده خارج شد . به دنبال او رفتم تا به محل كلبتين وارد شده در آن‌جا به مرد سياهى رسيد و به او دستورى داد كه متوجّه نشدم ، به آن مرد گفتم : او كيست ؟ گفت : حضرت على بن حسين ( ع ) است . به امام ( ع ) گفتم : فدايت شوم به چه علت به اين محل آمديد ؟ فرمود : به همان علت كه ديدى . در كتاب امالى و بحار الأنوار با ذكر سند از ابن نباته روايت شده كه گفت : روزى در مسجد كوفه نزد امير المؤمنين ( ع ) بوديم ، فرمود : اى اهل كوفه ، خداوند متعال چيزى را به شما عطا كرده كه تاكنون به هيچ‌كس نداده است و عبادتگاه شما را بر ساير عبادتگاهها برترى داده ، و آن خانهء حضرت آدم ، نوح ، ادريس و عبادتگاه ابراهيم خليل مصلاى برادرم خضر است . مسجد شما يكى از چهار مسجد بافضيلت است كه خداوند آن را براى اهلش برگزيده است . گويا روز قيامت اين مسجد دو لباس سفيد شبيه شخص محرم پوشيده و براى اهلش و كسى كه در آن نماز گزارده است ، شفاعت مىكند و شفاعتش ردّ نمىشود . روزى فرا مىرسد كه حجر الاسود در مسجد كوفه نصب مىشود و آن‌جا عبادتگاه و مصلاى فرزندم مهدى ( عج ) و همهء مؤمنان خواهد شد و هيچ مؤمنى بر روى زمين باقى نمىماند مگر اين‌كه در مسجد كوفه نماز خوانده ، يا در آرزوى آن است . آن مسجد را ترك نكنيد و با اقامه نماز در آن به خداوند متعال تقرّب جوييد و به منظور برآورده شدن حاجتهاى خود تضرّع كنيد . اگر مردم بدانند اين مسجد داراى چه بركاتى است ، از نقاط مختلف دنيا حتّى با كشيدن خود بر روى يخ و برف به سويش مىروند .