حسين بن احمد البراقي النجفي ( مترجم : سعيد راد رحيمى )

265

تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى )

ما را در اين كار يارى كرد ، از قيد بندگى رها كرديم . پس ما بر اهل كوفه برترى داريم ، ما نسبت به آنها و گذشتگانشان حق داريم اگر سپاسگزار باشند . ابن عياش گفت : در جنگ جمل ، مردم كوفه همراه حضرت على ( ع ) به شما حمله كردند ، و شما را به قتل رساندند و من مردم كوفه را چه پيروز شوند و چه شكست بخورند ، بر حق و مردم بصره را پيروز يا شكست خورده بر باطل مىدانم . ابوالعباس گفت : اى ابو بكر ! گمان مىكنم ابن عيّاش ، سخنور و اهل بحث و مجادله است . ابوبكر گفت : آنها در برابر ما ، تاب و توان ندارند . ابن عياش گفت : ما با هم در جنگ نيستيم تا پيروز مشخص شود ؛ ما در حال گفت و گو هستيم و بهترين كلام آن است كه داراى واضحترين دليل باشد . حسن بن زيد گفت : اى ابوبكر ! با مردم كوفه ستيزه و بر آنها تفاخر مكن زيرا تعداد فقها و افراد شرافتمند آنان از شما بيشتر است . ابوبكر گفت : پناه بر خدا ! چگونه چيزى ممكن است ؟ در ميان آنها شريفى نيست مگر آن كه شريفتر از وى در بين ماست . در قبيلهء تميم كوفه مانند احنف در تميم بصره وجود ندارد ؛ همچنين در قبيلهء عبد القيس كوفه ، شخصى مانند حكم بن جارود در عبد القيس بصره نيست و در قبيلهء قيس كوفه مانند قتيبة بن مسلم در قيس بصره وجود

--> شايعاتى از سوى طرفداران زبير در حجاز و بصره و امويان در شام و بازماندگان قاتلان امام حسين شهيد ( ع ) در كوفه مطرح شد و راويان نابه‌كار آنها را در سندهاى ضعيف و متون بىاساس براى آيندگان تأليف كردند و افراد فريب خورده ، آنها را حقيقتى استوار پنداشتند . مختار ، تنها كسانى را به هلاكت رسانيد كه دين خداوند ، آنها را مهدور الدّم دانسته است يعنى كسانى كه سواره و پياده بر خاندان پيامبر حمله كردند و با ظلم و ستم آنها را كشتند و آنها را از نوشيدن آب باز داشتند ، خيمه‌هايشان را غارت كردند و زنانشان را به اسارت درآوردند چنان كه زنان ترك و ديلم را به اسارت مىبرند ، و سينه و پشت فرزند پيامبر ( ص ) را زير ستوران لگدمال كردند . چه احترامى براى سردمداران كفر و الحاد وجود دارد تا اين كه به سبب كشته شدن آنها ، مختار مورد نكوهش قرار گيرد ، چگونه ممكن است مختار آن گونه كه آنها ادعا مىكنند ، باشد ، در حالى كه امام باقر ( ع ) و امام صادق ( ع ) از خداوند براى او طلب رحمت كردند و امام باقر ( ع ) دروغگو بودن او را رد فرمود و از دشنام دادن وى نهى كرد و امام سجاد ( ع ) از خداوند براى او پاداش خير خواست . تفصيل اين مطالب را در كتاب سبيك النضار فى تنزيه المختار تأليف علامهء بزرگ ميرزا محمد على غروى اردوبادى مىيابيد - م .