حسين بن احمد البراقي النجفي ( مترجم : سعيد راد رحيمى )

19

تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى )

سبكى ميان زبان محلّى و فصيح بود . در آثار او به عبارتهاى زيادى برمىخوريم كه روشنفكران معاصر ، آنها را نمىپسندند و نيز اشتباههايى در اجتهاد و نتيجه‌گيرىهاى تاريخى او به چشم مىخورد . گذشته از اين ، آثار او همچون بسيارى از كتابهاى قديمى داراى آشفتگى ، بىنظمى ، نداشتن فصل‌بندى و مانند اينهاست . با وجود اين ، از آن‌جا كه فوايد مهمّى در آثار و كتابهاى ارزشمند او به چشم مىخورند ، اين كاستيها از منزلت آنها نمىكاهند . اخلاق و احوال او در دوران كودكى براى حفظ قرآن مجيد به منزل سيّد براقى زياد رفت و آمد مىكرديم . منزل او داراى نهالهاى سرسبز ، درختان و نخلهاى بلند خرما بود . در گوشه‌اى بره‌اى بسته شده بود و در گوشهء ديگر ، حيوانى شكار شده به چشم مىخورد . در فضاى منزل ، پرندگان كوچك و زيبايى در پرواز بودند يا در حياط بزرگ آن جمع مىشدند و پيرمردى ثغرنام با چهره نورانى ، خنده‌رو ، لاغر اندام و گندم‌گون ، عهده‌دار مواظبت آنها بود . هر آنچه در منزل وجود داشت ، به مهربانى و پرهيز از تكلّف و گرايش به مظاهر طبيعى و صحيح زندگى اشاره داشت . براقى مهربان ، جوانمرد و نسبت به خانوادهء بزرگش سخاوتمند بود . وى از رفتار دانشمندان معاصرش ، بخصوص از گروهى كه در زمرهء آنان قرار داشت ناراحت و رنجيده خاطر بود . همچنين در كتابهاى خود از آنچه در محيط زندگىاش مىگذشته ، بسيار شكايت كرده است زيرا با رفتارهاى ناخوشايند و نامأنوسى مواجه بود كه با سرشت پاك عربى و اخلاق پسنديدهء وى سازگار نبود ؛ تا اين‌كه در حدود سال 1320 ( ه . ق ) مجبور شد به يكى از روستاهاى اطراف عراق مهاجرت كند . اين روستا ، لهيات نام داشت و يكى از روستاهاى حيره بود . وى با سختى و تنگدستى در آن‌جا اقامت كرد . او و فرزندانش از محصولات مزرعهء كوچكى استفاده مىكردند تا مجبور نشوند از افراد فرومايه درخواست كمك كنند . سيد براقى سرانجام در شعبان سال 1332 ( ه . ق ) در همان مزرعه درگذشت .