حسين بن احمد البراقي النجفي ( مترجم : سعيد راد رحيمى )
166
تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى )
شهرهاست و ماليات آن جزو ماليات نواحى عراق مىباشد و ناحيههايى كه به آن منسوب است ، عبارتند از : طسّوج جبّه « 1 » ، طسوج بداه ، فرات بادقلا ، سالحين ، نهر يوسف و حيره كه حيره در سه ميلى كوفه و بر فراز نجف قرار دارد و نجف ساحل درياى شور بوده است . ابن قتيبه در كتاب معارف گويد : هنگامى كه مسلمانان در مداين فرود آمدند ، و توقف آنها طولانى شد و گرد و غبار و مگس آزارشان مىداد ، عمر به سعد نوشت : جايگاهى بيابيد كه هواى گرم و مرطوب داشته باشد ، آب و هواى سرزمينى براى عربها سازگار است كه براى شتر و بز مناسب باشد ، سعد از كسانى كه نزد وى بودند دربارهء جايى كه داراى چنين ويژگى باشد سؤال كرد و از ميان سران عرب آنها كه عراق را ديده بودند لسان را نام بردند ، محل كوفه را لسان مىگفتند . عربها مىگفتند : صحرا در روستا ، زبان خود را بيرون آورده است ، آنها آنچه را كه مجاور فرات بود ملطاط ( ساحل ) مىگفتند ، و آنچه مجاور گل بود ، نجاف ( جاى بلند ) مىناميدند . آن گاه عمر نامهاى به سعد نوشت و در اين باره دستور داد ، و آنها در سال هفدهم ( ه . ق ) در كوفه اقامت كردند ، و بصره سه سال از كوفه قديمىتر است . ابن اثير در كامل در مورد حوادث سال هفدهم ( ه . ق ) گويد : كوفه طرحريزى شد و سعد از مداين به آنجا رفت زيرا سعد ، هيأتى را نزد عمر فرستاد تا خبر فتحهاى ياد شده را به اطلاع وى برسانند . هنگامى كه عمر آنها را ديد ، علت رنگ پريدگى و تغيير حال آنها را پرسيد . آنها گفتند : بدى آب و هواى محل اقامت ما ، حال ما را دگرگون كرده است . عمر دستور داد تا محلى براى سكونت مردم بيابند . ميان آن گروه چند تن از قبيلهء ثعلب بودند كه براى عقد اتحاد نزد عمر آمده بودند تا بتوانند با بقيهء قوم خود مطيع اسلام شوند ، عمر گفت : من با شما پيمان مىبندم كه هر شخصى از شما مسلمان شود با ساير مسلمانان يكسان و در خوبى و بدى و همهء حالات با آنها شريك باشد و هر كس اسلام را نپذيرد ، بايد جزيه بدهد . آنها گفتند : بنابراين ديگران مىگريزند و عجم مىشوند . آنها
--> ( 1 ) - طسّوج به معناى ناحيه و جبّه نام چندين محل ، از جمله محلى در سواد كوفه است - م .