حسين بن احمد البراقي النجفي ( مترجم : سعيد راد رحيمى )
167
تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى )
حاضر شدند به دين خود ( مسيحيت ) باقى بمانند و ماليات بدهند ، عمر نپذيرفت ولى مبلغ جزيه را تخفيف داد و به اندازهء ماليات مقرر كرد ، به شرط اين كه آنها طفلى را كه تازه به دنيا آمده و پدر و مادرش مسلمان شدهاند مسيحى كنند . آنها اين شرط را قبول كردند ، ثعلبيها و ياران و پيروانشان از قبيلههاى بنى نمر و اياد نزد سعد در مداين مهاجرت و پس از آن همراه سعد در كوفه اقامت كردند . گويند : حذيفه به عمر نوشت كه عربها در مداين ناتوان شدهاند ، شكم آنها به پشت چسبيده ، بازوان آنها ضعيف شده ، رنگ آنها پريده و تغيير كرده است . در آن هنگام حذيفه همراه سعد بود . عمر به سعد نوشت به من خبر بده چه باعث شده عربها رنگ پريده و ناتوان شوند ؟ سعد نوشت : بدى آب و هوا و شرايط محيط باعث اين دگرگونى شده است زيرا عربها تنها در محيطى كه با زندگى شتران سازگار است ، اقامت مىكنند . عمر به او نوشت : سلمان و حذيفه را به عنوان جلودار سپاه بفرست تا براى محلى مناسب در خشكى يا دريا جستجو كنند به طورى كه ميان من و شما دريا و پلى حايل نباشد . سعد ، آنها را فرستاد ، سلمان رفت تا به انبار رسيد . او سمت غرب فرات را درنورديد و محلى را نپسنديد تا اين كه به كوفه رسيد - هر سرزمينى كه شن و ريگ با هم آميخته باشد ، كوفه ناميده مىشود - هر دو به سرزمين شنزار كوفه رسيدند ، در آنجا سه دير بود ، دير حرقه ، دير ام عمر و دير سلسله و ميان اين سه دير ، تعدادى آبادى قرار داشت و اين بقعه ، آن دو نفر را شگفتزده كرده بود . هر دو از مركب پايين آمده ، در آن سرزمين نماز خواندند و دعا كردند تا خداوند آن محل را منزل اقامت و ثبات قرار دهد ، سپس نزد سعد بازگشتند ، و ماجرا را براى او شرح دادند . نامه و دستور عمر هم رسيد ، سعد نيز به قعقاع بن عمرو عبد اللّه بن معتم نوشت كه جانشينان خود را انتخاب كنند و نزد وى بروند ، آنها نيز دستور وى را اجابت كردند . سعد از مداين به سوى كوفه حركت كرد تا اين كه در محرّم سال هفدهم ( ه . ق ) به كوفه رسيد . فاصلهء زمانى ميان جنگ قادسيه و اقامت در شهر كوفه يك سال و دو ماه بوده است . و از آغاز خلافت عمر تا احداث شهر كوفه ، سه سال و هشت ماه به طول انجاميد ، چون سعد به كوفه آمد به عمر نوشت : من در كوفه محلى را برگزيدم كه ميان حيره و فرات قرار