حسين بن احمد البراقي النجفي ( مترجم : سعيد راد رحيمى )
164
تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى )
پانزدهم ( ه . ق ) بوده است و عبد المسيح بن بقيله غسانى ، سعد را به محل آن رهنمون شد و گفت : جايى را به تو نشان مىدهم كه از باتلاق بالاتر و از فلات پايينتر باشد . اختلافى نيست كه بصره و كوفه پس از فتح مداين ، پايتخت ايران و رفتن يزدگرد پسر شهريار ، پسر كسرا از آنجا به حلوان و پس از جنگ جلولاء بنياد شده است . مسعودى در مروج الذهب مانند اين مطالب را نيز ذكر كرده است . حمد اللّه بن ابى بكر بن احمد مستوفى قزوينى متوفاى سال 750 ( ه . ق ) در كتاب نزهة القلوب مىگويد : شهر كوفه ، سرزمين حكمرانى ، مرقد حضرت على ( ع ) ، اقليم سوم و شهرى اسلامى است . طولش از جزاير خالدات ، نود و نه درجه و سى و دو دقيقه و عرض آن از خط استوا شصت و يك درجه است . اين مقدار طول و عرض برحسب « تجلس : عط ، لب ، لال » مىباشد . آن گاه مىگويد : در زمانهاى قديم ، هوشنگ كوفه را ساخت ، پس از چندى خراب شد و سعد بن ابى وقاص ، آن را تجديد عمارت كرد و طالع عمارتش برج دلو بود . حضرت على ( ع ) در كنار آن روستاهايى بنياد نهاد و منصور دوانيقى بناى كوفه را به اتمام رسانيد و در آن مكانى براى حكومت بنا كرد كه پيرامون آن هجده هزار گام است . هواى آنجا گرمتر از بغداد است و در آنجا باد بيشترى مىوزد . آبش از رودخانه ناحيه « 1 » است كه از فرات سرچشمه مىگيرد و درختان نخل بسيارى دارد و چهارپايان آنجا زيباتر و فربهتر از مناطق ديگر است « 2 » ، و تنورى كه در زمان نوح ( ع ) از آن آب برآمد از كوفه سرچشمه مىگيرد ، و كلام خداوند در قرآن مجيد : « وَ فارَ التَّنُّورُ » شاهد آن است و از مكانى سرچشمه گرفته كه اكنون داخل مسجد ، در گوشهاى ميان سمت قبله و غرب است . هنگامى كه ابن ملجم مرادى ملعون در اين مسجد به حضرت ضربت زد ، حضرت دستش را بر ستونى گذارد كه اثر دست مبارك وى در آن پديدار شد ، و مدتى اثر دست او بر آن ستون باقى بود ولى چون مردم به منظور تبرك جستن دست بر آن ماليدند ، آثار آن محو شد .
--> ( 1 ) - در كتاب نزهة القلوب ناحيه ذكر شده است - م . ( 2 ) - در كتاب نزهة القلوب چنين آمده است : روستاهاى آنجا نيكوتر و بزرگتر از ولايتهاى ديگر مىباشد - م .