عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )

35

مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى )

يومنا هذا طعامهاى خوب گزيده و حلواهاى گوناگون به اصفهان موجود است و به قاسان حيلت و دروغ بگذاشت و به قم ظلم و جور و نيكو نوحه كردن بگذاشت و به رى مكر و خديعه و آنكه مردان ايشان كم از زنان باشند و اختيار ايشان بدست زنان باشد و مادگى بر ايشان غالب باشد و به همدان بهتان و دروغ گفتن و سبكى اظهار كردن » . « 1 » مع القصه فقرات مزبوره كه از مصنف تاريخ قم در اين مقام بر نگار گشت از اصح روايات و متن واقع است [ 36 ر ] ببرهان عينى و حسى كه الان اغلب آثار و عمارات آن ظاهر و آشكار است . زيرا كه اين معنى معلوم و محقق است كه در ازمنهء سابقه و ايام ماضيه كه سلطنت و حكمرانى با سلاطين عجم و سالفين آنها بوده اراضى نطنز و قراء خمسه كه از متعلقات جوشقان غالى است و اردستان و كاشان و قم و حدود كنار رودخانه و عراق و كمره و كزاز جزء مملكت اصفهان بوده آن را سابقين سلاطين عجم بنا نهاده و آباد ساخته‌اند و مخصوصا مقر حكومت و پايتخت سلطنت خود و متعلقان آنها بوده . چنان كه اغلب بلاد و بلوك و محال مزبوره مسمى باسم يكى از آنها و اولاد آنها بوده و مىباشد كه مشروحا اسامى همه و وجه تسميهء هريك را مشخص كرده و آنچه از متعلقات كاشان است انشاء اللّه عنقريب در اين كتاب بموقع خود معروض و مسطور خواهد گشت . و ضحاك تازى نيز آن بلد را پايتخت خود كرده و كاوه آهنگر از آنجا بر ضحاك خروج نمود [ 36 پ ] و در آن اوان از كاشان و قم اسم و

--> ( 1 ) - اين قسمت با مختصر اختلافات نقل از تاريخ قم است و در اينجا نيز با مراجعه به تاريخ قم ( باهتمام سيد جلال الدين طهرانى ، چاپ تهران 1313 ) تصحيح گرديد ، ولى از اصلاح اختلافات جزئى و بعضى افتادگيها صرف نظر شد .