عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )

36

مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى )

اثرى برأسه نبوده مگر قلعه جات متفرقه و حصارات متعددهء دايره و بايره كه هريك به اسمى موسوم و بقريه‌اى معروف بود ، چنان كه در كتاب تاريخ قم مسطور است و بعون اللّه در مقام خود آنچه متعلق بكاشان است مذكور خواهد گشت و نيز در تاريخ قم و بعضى كتب ديگر معلوم ميگردد كه قم را اعراب اشعرى از كاشان موضوع و كورهء عليحده و ناحيتى جداگانه ساختند . برخى از قراء كاشان در جزو قم و بعضى ديگر جزو اصفهان بوده و بعد از خرابى محمود اشرف افغان كه بسعى مرحوم آقا محمدشاه خلد آشيان مجدد قم و كاشان بطراز آبادى مطرزو از يك ديگر ممتاز شدند و بحكومت حاكم جداگانه مخصوص گشتند موافق تحديد و مساحت كامل خاك كاشان را بيست فرسخ در بيست فرسخ مشخص نمود و قريتين قالهر و درب جوقا را كه از توابع قديمى قم بود نظر به آنكه در زاويهء بين المغرب و الجنوب كاشان واقع شده بوده‌اند در جزو كورهء كاشان نوشتند . خلاصه اينكه صاحب كتاب تاريخ قم نوشته قاسان دريا بوده و اول زمينى كه هنگام فرو خوشيدن « 1 » آب [ 37 ر ] ظاهر شد موضعى است كه او را بطريده گويند و بعد زمين درام ظاهر گشت و درام مجمع الشعب را گويند و نيز گفته‌اند فرعون موسى از اين ديه بوده حق لا ريب فيه ، زيرا كه بلاشك و شبهه كويرات و گرمسيرات شمالى كاشان جزو درياچهء ساوه بوده و كاشان در آن اوان [ داراى ] قلعه‌جات و قراء متفرقه بوده من جمله قريه و قلعهء درام كه بالفعل به درم معروفست و در دامنهء قريب بكوه آثار و علامات قلعهء مشهور به چال قلعه كه بعد از انهدام بمرور دهور خاكش را به جهت رشوه

--> ( 1 ) - اصل : جوشيدن